متن بیانیه استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در سمینار علمی گرامیداشت از هشتاد و ششمین سال وفات علامه فیض محمد کاتب هزاره- 23 دلو 1395

3

بسم الله الرحمن الرحیم
جلالت مآب محمد اشرف غنی رئیس جمهور، اعضای محترم کابینه، اعضای محترم شورای ملی، لوی سارنوال، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان خانم سیما سمر، استادان و محققان ارجمند، شخصیت‎های علمی، فرهنگی و سیاسی کشور، مهمانان گرامی، خانم‎ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا حضور گرم شما در سمینار علمی گرامی‎داشت از هشتاد و ششمین سال وفات علامه فیض محمد کاتب هزاره را گرامی می‎داریم و به همه شما فرهیختگان و فرهنگ‎دوستان خیر مقدم و خوش آمدید عرض می‎کنیم، مخصوصا به داکتر محمد سرور مولایی و همراهان ایشان که دعوت ما را پذیرفتند و از خارج کشور تشریف آورده‎اند. اتفاقا امروز مصادف است با 9 فبروری پنجصد و هفتاد و ششمین سالروز تولد امیر الکلام، نظام الدین امیر علی شیر نوایی که سال گذشته در همین تالار از طرف ریاست جمهوری تجلیل شد. این تصادف نیک را نیز گرامی می داریم.
این سمینار دارای دو نشست است که نشست اول آن در ارگ ریاست جمهوری و به میزبانی جلالت مآب رئیس جمهور برگزار شده است که از این جهت صمیمانه از جناب رئیس جمهور تشکر می‎کنم. ایشان نه تنها میزبان این نشست هستند بلکه یکی از سخنران‎های اصلی این نشست هم هستند که از بیانات جامع و علمی ایشان همه ما استفاده خواهیم کرد. جناب رئیس جمهور افغانستان، نه تنها یک شخصیت سیاسی و رئیس دولت جمهوری اسلامی افغانستان بلکه جدا از مقام زعامت سیاسی، یکی از دانشمندان و فرهیختگان علمی ما نیز هستند که سابقه درخشان در تدریس، تحقیق و تألیف دارند و مخصوصا در مورد تاریخ و فرهنگ کشور و دانشمندان و مؤرخان و ادیبان این سرزمین، مطالعات و آشنایی کافی و دقیق دارند و در این میان با داشتن معلومات کافی در باره مؤرخ شهیر و نامدار کشور علامه فیض محمد کاتب، به این شخصیت دانشمند سرزمین ما احترام و علاقه خاصی دارند و به همین جهت وقتی طرح برگزاری این سمینار را به ایشان پیشنهاد کردم نه تنها با گشاده رویی استقبال کردند بلکه گفتند در فرصت‎های بعدی باید این سمینار در سطح بین المللی و با حضور شخصیت‎های خارجی‎ای که در باره کاتب کار کرده‎اند و یا تحقیقات علمی در باره تاریخ افغانستان انجام داده‎اند برگزار گردد و همچنین پذیرفتند که به مناسبت گرامی‎داشت از علامه کاتب، از جمعی دیگر از مؤرخان و محققان کشور نیز تقدیر به عمل آید که در ختم این نشست، برای جمعی از محققان و دانشمندان کشور توسط ایشان تقدیر نامه اعطا خواهد شد. به خاطر همه این‎ها از جناب شما تشکر می‎کنم.
حضار گرامی! مهمانان عالیقدر!
یکی از دلایل و انگیزه‎های ما در برگزاری این سمینار، این است که تاریخ و فرهنگ هر کشور، نماد وحدت ملی مردمان آن کشور است و از این جهت علامه کاتب یکی از برازنده‎ترین چهره‎هایی است که در تدوین، حفظ و احیای این نماد وحدت ما یعنی تاریخ افغانستان سهم اول را داشته‎اند. برای توضیح باید گفت که در باره ملت‎سازی تئوری‎های متعددی مطرح شده اما آنچه امروزه اکثر دانشمندان بر آن تأکید دارند این است که ملت به عنوان یک پدیده سیاسی و حقوقی، محصول یک روحیه مشترکی است که ناشی از تاریخ و فرهنگ مشترک، دولت و سرزمین مشترک و سود و زیان مشترک و غم‎ها و شادی‎های مشترک است و در یک روند طولانی زمانی و در یک بستر مشترک تاریخی ایجاد می‎شود. بر این اساس هویت شهروندی هم در حقیقت یک هویت مشترک ملی است که بر اساس اشتراکات معنوی فرهنگی و تاریخی پدید آمده و در درازنای زمان، وابستگی و تعلق یک فرد را به یک کشور و یا یک دولت پدید آورده است.
از این رو باید گفت که زبان یا قومیت و نژاد به تنهایی در تعیین هویت کلان ملی نقش ندارد. واقعیت‎های عینی هم نشان می‎دهد که امروز ملت‎های زیادی در دنیا وجود دارند که دارای ناهمگونی‎های اتنیکی و زبانی هستند اما یک ملت را تشکیل می‎دهند مثل کشورهای آمریکا، کانادا، آسترالیا، هندوستان و غیره و بر عکس هم مردمان زیادی وجود دارند که زبان و قومیت مشترک دارند اما یک ملت محسوب نمی‎شوند مثل اقوام عرب زبان که امروز به صورت ملت‎های متعدد به سر می‎برند و یا همه کسانی که به زبان انگلیسی تکلم می‎کنند اما هویت‎های ملی متفاوت دارند.
بنا بر این عنصر تاریخ مشترک یکی از عناصر برجسته در ملت‎سازی است و به همین جهت مؤرخان و محققانی که دست به تدوین و تحلیل تاریخ کشورهای خود می‎زنند، نیز نقش برجسته در ایجاد روحیه ملی و تحکیم وحدت ملی دارند و معمولا مؤرخان و تاریخ نویسان در همه کشورها به طور غالب افراد ملی‎گرا هستند و در تحریک احساسات ملی و ترویج افتخارات و حماسه‎های ملی نقش برجسته دارند که در این میان کاتب نیز چنین است. کاتب در وطن دوستی و وفاداری به مردم و ملت و کشورش و احترام و پاسداری از روحیه ملی و وحدت ملی، نسبت به همگان پیشگام و پیشقدم بوده است.
علاوه بر آنچه گفته شد علامه کاتب از امتیازات خاص دیگری نیز برخوردار است که به برخی از آن‎ها فهرست‎وار اشاره می‎کنم و جزئیات و تفصیل این ویژه‎گی‎ها را امروز از زبان شما سروران گرامی در این سمینار می‎شنویم:
1. علامه کاتب پدر تاریخ‎نگاری معاصر افغانستان است که هم از نگاه حجم کار و هم از نگاه کیفیت روایت و شیوه تدوین و عمق و غنا و موثق و معتبر بودن محتوا، سرآمد همه مؤرخان پیشین و پسین افغانستان به شمار می‎رود و همه کسانی که در دوره معاصر در باره تاریخ افغانستان قلم زده‎اند، مدیون کاتب بوده و بر دسترخوان پربرکت او نشسته‎اند و از خوان پرنعمت او بهره برده‎اند. در حقیقت اگر علامه کاتب و کار سترگ تاریخ‎نگاری او نمی‎بود، ما اکنون از یک بخشی از گنجینه عظیم فرهنگ و تاریخ معاصر خود بی خبر بودیم. تاریخ در حقیقت یک مجموعه‎ای از وقایع و واقعیت‎های تلخ و شیرین و سیاه و سفید است و ما نباید همه چیز را سیاه سیاه و یا سفید سفید ببنیم. ما باید تاریخ خود را با سیاه و سفید آن بخوانیم و بپذیریم و از آن بیاموزیم و عبرت بگیریم و کار بزرگی که کاتب کرده است این است که این مجموعه را با امانت‎داری کامل و با تلخی‎ها و شیرینی‎ها و سیاه و سفیدش در اختیار ما گذاشته است. علامه کاتب از سن جوانی یعنی در حدود 30 سالگی تاریخ نگاری و همکاری با نهادهای علمی و فرهنگی دولتی را آغاز کرد و برای مدت نزدیک به چهل سال تا زمان وفاتش در سال 1309 شمسی به صورت مداوم و پیوسته در عرصه های مختلف تاریخ، فلسفه، فقه و سایر رشته ها قلم زد و انبوهی از آثار علمی بی مانند مخصوصا در زمینه تاریخ را تولید کرد.
2. ادبیات نو در تاریخ‎نگاری و احیای زبان فارسی دری در تاریخ‎نویسی افغانستان نیز از ابتکارات علامه کاتب است. آثار کاتب جدا از این که شامل رویدادهای تاریخی کشور ویک روایت مستند و دقیق از تاریخ افغانستان است، خود این آثار در ذات خود یک شاهکار ادبی به شمار می‎روند که اهالی ادب و ادبیات ما می‎توانند نغزکاری‎ها، ژرف بینی‎ها و ظرافت‎های ادبی و شیوه نویسندگی کاتب را مخصوصا در سراج التواریخ جستجو کنند و از آن بهره بگیرند و به ادب دوستان کشور معرفی کنند.
3. جسارت و شجاعت در بیان حقایق، نگرش انتقادی و نقد اوضاع عمومی و اجتماعی کشور، یکی دیگر از خصوصیات علامه کاتب است. با این که کاتب به عنوان مؤرخ دربار شهرت یافته و آثار تاریخی خود را هم واقعا به سفارش دربار و زیر نظارت دقیق امیر و مامورین دربار انجام داده است، اما کسانی که امروز در آثار کاتب دقت می‎کنند درمی‎یابند که کاتب در عین درباری بودن، از شجاعت بی‎نظیر و از دقت و مهارت خاصی برخوردار بوده و هیچگاه حقیقت را قربانی مصلحت نکرده و همواره منافع مردم را بر منافع حکومت‎های وقت و بر منافع شخصی خود ترجیح داده و واقعیت‎های تلخ و دردناک حکومت‎ها را با همه توان نقد کرده و مظلومیت‎ها، حق‎کشی ها و بی عدالتی‎ها را با قلم شیوا و بیان رسا به تحریر کشیده است.
4. جزئی‎نگری توأم با جامع‎نگری و ترسیم دقیق و همه جانبه و مستند رویدادها از دیگر ویژگی های کاتب است.
جناب رئیس جمهور! از آنجا که می‎دانیم شما اهل مطالعه و دقت هستید و در مطالعه یک اثر به این توجه دارید که نویسنده یا خالق آن اثر تا چه حد به جزئیات یک موضوع پرداخته و یا تا چه حد همه جوانب و ابعاد آن را شکافته است، از این جهت شما و شخصیت هایی مثل شما به خوبی و بهتر از هر کسی می‎دانید که آثار کاتب مخصوصا سراج التواریخ در این رابطه یک شاهکار بی‎نظیر است. کاتب گاهی یک رویداد را آنچنان با دقت و از همه جوانب آن شرح می‎دهد که خیال می‎کنی داری یک فیلم مستند در باره آن موضوع را تماشا می‎کنی. به عنوان مثال آخرین رویدادی که در آخرین برگ‎های جلد چهارم سراج التواریخ ثبت شده مربوط به رویداد کشته شدن امیر حبیب الله خان در کله‎گوش لغمان است که خود کاتب هم در این سفر با امیر حضور داشته و مصروف نوشتن جلد سوم سراج و از نزدیک ناظر و شاهد رویداد بوده و در طی بیش از 80 صفحه این رویداد را آنچنان با کنجکاوی و با تمام جزئیات شرح می‎دهد که واقعا خواننده را به حیرت وا می‎دارد.
5. کاتب در کنار مؤرخ بودن، یک فیلسوف تاریخ نیز هست که در ضمن تدوین و بیان رویدادها، به تشریح فلسفه تاریخ نیز پرداخته و به تأسی از مؤرخ شهیر ابن خلدون در کتاب معروفش، کاتب نیز در جای جای سراج‎التواریخ و سایر آثارش، سیاست مدن و انواع نظام‎های سیاسی و ساختار آن‎ها و همچنین دلایل پیروزی‎ها و شکست‎های ملت‎ها و جوامع و عوامل رشد و ترقی و یا انحطاط و عقب‎ماندگی آن‎ها و شکل گیری تمدن، فرهنگ، صنعت، زراعت، تجارت و سایر پدیده‎های اجتماعی را نیز به تفصیل، تبیین کرده است.
6. یکی دیگر از ویژگی‎های علامه کاتب، نوع تفکر سیاسی ایشان است. نوگرایی، عدالت‎طلبی و آزادی‎خواهی شاخصه اصلی تفکر سیاسی کاتب است. کاتب در عصر خود یک عنصر اصلاح طلب بود و یا به تعبیر داکتر مولایی در مقدمه تتمه جلد سوم سراج‎التواریخ، یک دیگراندیش محسوب می‎شد. یعنی کاتب با این که در سایه یک نظام سیاسی خاص با افکار و سنت‎های خاص زندگی می‎کرد و در عمل وابسته به یک اداره و حاکمیت دولتی بود، اما خود از نگاه فکری و اهداف سیاسی کاملا اندیشه متفاوت با اندیشه دربار داشت و گفته شده که کاتب از اعضای مشروطه خواهان بوده و به همین جهت هم در کنار سایر مشروطه خواهان و دیگراندیشان برای مدتی زندانی شد. تحلیل کامل اندیشه سیاسی کاتب و ویژگی‎ها و شاخصه‎های آن فرصت بیشتری می‎طلبد که باید محققان و نویسندگان ما به آن بپردازند.
7. سرانجام باید گفت آثار کاتب مخصوصا سراج‎التواریخ او واقعا سراج پرنور و چراغ روشن و پرفروغ تاریخ این سرزمین است که رویدادهای این کشور از روز تأسیس به زعامت احمدشاه درانی تا آغاز دوره نادر خان ( از 1747 الی1929=1308 شمسی) یعنی نزدیک به دو قرن و مخصوصا چهل سال سلطنت امیر عبدالرحمن خان و امیر حبیب الله خان را با دقت و جامعیت بی‎نظیری که در هیچ منبع دیگر دیده نمی شود، به تصویر کشیده است. سراج التواریخ روایت تلخ و شیرین تاریخ وطن است؛ روایت افتخارات، حماسه‎ها و فداکاری‎ها از یک‎طرف و حکایت ستم‎ها، نا مهربانی‎ها، ناانسانی‎ها و بی‎عدالتی‎ها از طرف دیگر؛ حدیث صداقت‎ها، پاکی‎ها و وفاداری‎ها از یک‎سو و داستان خیانت‎ها، نیرنگ و فریب‎ها از سوی دیگر.
حضار گرامی! هموطنان عزیز!
با توجه به جایگاه شایسته و رفیع کاتب در احیای فرهنگ، تاریخ و تمدن این کشور، امروز بر همه ما لازم است که از علامه کاتب به طور شایسته تقدیر کنیم. تقدیر از کاتب به معنای تمجید و ستایش لفظی او نیست. تقدیر واقعی از کاتب آن است که اندیشه‎های کاتب در عرصه‎ها و موضوعات مختلف واکاوی و تجزیه و تحلیل شود و از طریق برگزاری سمینارها و نشست‎های علمی و پژوهشی، زوایای پنهان افکار کاتب بازبینی و بازشناسی گردد و آثار ماندگار او جمع آوری شده و از نو با شیوه مدرن صنعت چاپ، به نشر سپرده شود. در این رابطه مسئولیت اصلی متوجه نهادهای علمی و فرهنگی ما مثل وزارت های تحصیلات عالی، اطلاعات و فرهنگ و ریاست آکادمی علوم و مخصوصا دانشمندان و نسل جوان تحصیل یافته و قلم به دست معاصر ما است که هم از کاتب تجلیل کنند و هم با حرکت در مسیر پژوهش و آموزش، نهضت علمی و فرهنگی کشور را رونق ببخشند.
این جانب به سهم خود و با همکاری همکاران فرهنگی خود در بنیاد اندیشه و سایر پژوهشگران و اندیشمندان علاقه‎مند به فرهنگ و تاریخ کشور، اعلام می‎دارم که وظیفه و مسئولیت بزرگ ملی و انسانی خود می‎دانیم که «کاتب شناسی» و «سراج پژوهی» را به عنوان یک پروژه مهم علمی و فرهنگی ارزشمند و پردامنه، در اولویت برنامه‎های فرهنگی قرار داده و در این عرصه از هیچ نوع تلاش، کمک و همکاری دریغ نکنیم.
در این رابطه لازم می‎بینم با استفاده از فرصت، از نشر آثار کاتب مخصوصا سراج التواریخ در سال‎های پسین و از کسانی که در این عرصه سهم داشتند یاد کنم.
فکر اصلی بازیابی و بازچاپ آثار علامه کاتب و آغاز چاپ‎های مجدد سراج‎التواریخ در سال‎های اخیر، با همت و تلاش‎های مداوم و پیوسته شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری صورت گرفت. استاد مزاری که در این ایام در آستانه بیست و دومین سالگرد شهادت ایشان قرار داریم، با این که یک سیاستمدار و یک شخصیت جهادی و بنیانگذار یک جنبش سیاسی و رهبر یک حزب سیاسی بود اما علاقه خاصی به امور فرهنگی، آموزشی و علمی داشت و بیشترین تلاش را در عرصه فعالیت‎های فرهنگی انجام داد که نتایج و آثار پرباری نیز بجا گذاشت. یکی از تلاش‎های ایشان بازیابی آثار نایاب کاتب و چاپ مجدد این آثار بود. قسمت‎های عمده مجلدات سراج‎التواریخ را که به طور کلی نایاب بود، ایشان در دوران مهاجرت در اختیار فرهنگیان و ناشران قرار داد تا با تصحیح و تنظیم مجدد نشر شود. در اثر این تلاش‎ها و تشویق‎ها چاپ جدید جلدهای اول و دوم سراج‎التواریخ برای اولین بار در سال 1372 توسط مؤسسه مطالعات و انتشارات بلخ در تهران با تصحیح و تنظیم این جانب و دو تن دیگر از دوستان به نشر رسید و در زمستان 1370 جلد سوم سراج‎التواریخ در دو مجلد به همت آقای یوسف امین در قم ایران به چاپ رسید و سپس جلدهای اول ودوم وسوم مجددا توسط انتشارات عرفان به همت برادر عزیز ما آقای ابراهیم شریعتی در تهران نشر شد که تا کنون چندین بار تجدید چاپ شده است. همچنین بخشی از دست نویس‎های دیگر کاتب نیز توسط استاد شهید مزاری جمع آوری شد که یک قسمت آن باز هم به نام سراج التواریخ مشتمل بر وقایع دارالسلطنه کابل، سمت ترکستان و هزاره جات توسط انتشارات حبل الله، در زمستان 1372 در ایران به چاپ رسید.
اما داستان جلد چهارم سراج التواریخ که قبلا چاپ نشده و نسخه خطی آن نیز مفقود بود، مربوط به سال‎های اخیر و دوره حکومت رئیس جمهور کرزی است. در سال 1386 نسخه خطی تتمه جلد سوم و متن کامل جلد چهارم توسط برادر عزیز ما آقای وسیم امیری پیدا شد. از طرف رئیس جمهور کرزی، این جانب و استاد حبیب الله رفیع و وزیر وقت اطلاعات و فرهنگ آقای خرم به عنوان یک هیأت توظیف شدیم که هم از صحت این نسخه اطمینان پیدا کنیم و هم این نسخه را برای آرشیف ملی افغانستان خریداری نماییم. در پی چند جلسه با آقای امیری قرار شد اصل نسخه خطی برای آرشیف ملی تسلیم داده شود و امتیاز چاپ آن را هم برای آقای امیری اعطا کنیم که در اثر این توافق، خداوند توفیق داد که این جلد نایاب سراج التواریخ از نابودی نجات یابد و به صورت بسیار زیبا توسط انتشارات امیری چاپ شود که تا کنون طی مدت کوتاهی دو بار در کابل به زیور چاپ آراسته شده است. گفتنی است که در سال‎های اخیر برخی دیگر از آثار دیگر کاتب مثل تحفت الحبیب و تذکر الانقلاب و حکمای متقدمین و نژادنامه افغان توسط ناشران دیگر مثل انتشارات دانشگاه ابن سینا و انتشارات بنیاد اندیشه نشر شده و کار روی برخی دیگر از این آثار هم ادامه دارد.
در این جا بجا می دانم از همه ناشران آثار علامه کاتب در داخل و خارج کشور مخصوصا آقای شریعتی رئیس انتشارات عرفان و آقای وسیم امیری رئیس انتشارات امیری و همچنین از همکاران خود در دانشگاه ابن سینا و بنیاد علمی- پژوهشی اندیشه صمیمانه تشکر و تقدیر نمایم. همچنین باید نام ببریم از برخی از دانشمندان خارجی که در مورد آثار کاتب کارهای سترگ و قابل قدری کرده‎اند همچون مک چزنی در آمریکا که آثار کاتب از جمله سراج التواریخ را به انگلیسی ترجمه کردند و جمعی از دانشمندان روسی که در گذشته برخی از آثار کاتب را به روسی ترجمه کردند و همچنین دوستان فرهیخته ما جناب دکتر محمد سرور مولایی و استاد علی امیری که در تصحیح و تنظیم برخی از آثار کاتب سهم بسیار ارزشمند داشتند و همچنین همکاران عزیز ما استاد حاج کاظم یزدانی و استاد بصیر احمد دولت آبادی که اکنون در خارج کشور به سر می‎برند ولی در سالیان گذشته با استفاده از آثار کاتب، تحقیقات ارزشمندی در تاریخ کشور انجام دادند. امروز در ارگ ریاست جمهوری و از طرف دولت افغانستان، از تلاش فرهنگی و زحمات همه این عزیزان و بزرگوران تقدیر می‎کنیم.
حضار گرامی! دانشمندان عالیقدر!
در پایان باید بیفزایم که هرچند علامه فیض محمد کاتب هزاره به حیث پدر تاریخ‎نگاری معاصر افغانستان، نقش نخست و برازنده را به خود اختصاص داده است، اما در کنار ایشان جمعی دیگری از نخبگان و پژوهشگران ما هم بوده‎اند که با تحمل مشقت‎ها و دشواری‎های فراوان و با دقت و زحمات زیاد در عرصه تدوین و تحلیل تاریخ کشور ما همت گماشتند و از خود آثار جاویدانه‎ای را به یادگار گذاشتند که به مناسبت بزرگداشت از کاتب، از آنان نیز یاد کرده و خاطره جاویدانه آنان را گرامی می‎داریم، همچون: میر غلام محمد غبار با کتاب گرانسنگش؛ افغانستان در مسیر تاریخ؛ میر محمد صدیق فرهنگ با کتاب ارزشمندش؛ افغانستان در پنج قرن اخیر؛ احمد علی کهزاد با آثار علمی فراوانش در تاریخ و باستان شناسی کشور؛ عبدالحی حبیبی با آثار وزینش در زمینه سیاست و تاریخ افغانستان، مرحوم سرمحقق حسین نایل با تحقیقات ژرفش در فرهنگ و تاریخ افغانستان و اخیرا مرحوم پوهاند محمد حسن کاکر با تألیفات فراوانش در زمینه تاریخ سیاسی افغانستان.
به روان پاک همه این بزرگ‎مردان علم و اندیشه و فرهنگ و تاریخ درود می‎فرستم و یکبار دیگر به همه شما اشتراک‎کنندگان این سمینار خوش آمدید می‎گویم و آرزومندم این سمینار بتواند یک ارجگذاری و تکریم اندکی باشد از مقام شامخ فرهنگ و تاریخ کشور و مؤرخان و پژوهشگران این سرزمین مخصوصا مرحوم شادروان علامه فیض محمد کاتب، بیهقی دوم و پدر تاریخ‎نگاری معاصر افغانستان.
تشکر از توجه شما.
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
66 بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>