سخنرانی استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم سالروز خروج ارتش شوروی از افغانستان (کابل- ارگ- 28 دلو 1396)

28058778_1591176550965449_3280381613676813815_n

اشاره: قبل از ظهر 28 دلو 1396 مراسم سالروز شکست و خروج ارتش شوروی از افغانستان در ارگ ریاست جمهوری با حضور مقامات عالی رتبه دولتی برگزار گردید. در این مراسم، دکترمحمد اشرف غنی رئیس جمهور، استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور، دکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان و فضل هادی مسلمیار رئیس مجلس سنا سخنرانی کردند.
استاد سرور دانش معاون رئیس جمهور در سخنرانی خود علاوه بر بررسی عوامل شکست شوروی سابق در افغانستان و پیامد های آن در منطقه و افغانستان، به مسایل مهم سیاسی جاری در افغانستان به دقت پرداخته است که برای استفاده بیشتر، متن کامل این سخنرانی منتشر می شود.
………………………..
﴿بسم الله الرحمن الرحيم﴾
الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلوا اولیاء الشیطان ان کید الشیطان کان ضعیفا. سوره نساء/76
جلالت مآب رئیس جمهور، جلالت مآب رئیس اجرائیه، رهبران احزاب سیاسی و جهادی، اعضای محترم کابینه، رؤسا و اعضای شورای ملی و ستره محکمه افغانستان، سفرا و نمایندگان دیپلماتیک، علما، استادان، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در آغاز فرارسیدن 26 دلو بیست و نهمین سالروز شکست و خروج ارتش سرخ را گرامی می داریم و به روان پاک همه شهدای راه عزت و آزادی کشور مخصوصا شهدای دوره جهاد و جنگ علیه قشون شوروی سابق درود می فرستیم. این روز بزرگ و فراموش نشدنی را به ملت بزرگ افغانستان و به شما حضار گرامی، به جلالت مآب رئیس جمهور و رهبران جهادی و مجاهدین عالیقدر کشور تبریک می گویم.
حضار گرامی!
در سال 1358 رویدادی در افغانستان اتفاق افتاد که از 6 جدی 58 الی 26 دلو 1367 خورشیدی در سرخط خبرهای داغ دنیا قرار داشت. در این نه سال و 53 روز یک نبرد سنگین و یک رویارویی همه جانبه نظامی در میان دو اردوگاه، یک تحول بزرگ منطقه ای و بین المللی را رقم زد. در یک طرف این نبرد یکی از مجهزترین و نیرومندترین ارتش دنیا یعنی ارتش شوروی سابق قرار داشت که همواره به عنوان یک اردوی آهنین و شکست ناپذیر در سطح جهان از آن یاد می شد و در طرفی دیگر ملتی قرار داشت با دست خالی و متشکل از گروه های سیاسی و نظامی پراکنده و بی تجربه و بدون امکانات و تجهیزات لازم در برابر یک اردوی کلاسیک و پیشرفته و تا به دندان مسلح.
برای روشن شدن اهمیت این نبرد بی همتای تاریخی در ابتدا برخی از ارقام مربوط به تلفات و ویرانی های این جنگ را یادآوری می کنم و بعد هم به پیامدهای دیگر آن می پردازم. ارقامی که ارائه می شود تنها مبتنی بر ادعای یک طرف جنگ یعنی مجاهدین نیست بلکه منابع موثق و بی طرف بین المللی این ارقام را بیان کرده اند.
در این جنگ در جانب افغانستان تخمین زده می شود که یک تا یک و نیم میلیون نفر در اثر جنگ جان خود را از دست داده‌اند. نزدیک به ۵ الی ۱۰ میلیون نفر به ایران و پاکستان مهاجر شده و یا در داخل کشور آواره شدند، به گونه ای که در دهه ۸۰ میلادی، نیمی از کل مهاجران دنیا را اتباع افغانستان تشکیل می دادند. همراه با این تلفات، تعداد ۱٫۲ میلیون معلول و ناتوان اعم از مجاهدین، نیروهای دولتی و غیر نظامیان و در کل ۳ میلیون مجروح و معلول با اکثریت غیرنظامی از اثرات دیگر این جنگ بود. زراعت و سیستم آبیاری و در کل نظام اقتصادی کشور ویران شد و همچنین به عنوان مثال گفته شده که جمعیت دومین شهر بزرگ افغانستان، قندهار از ۲۰۰٫۰۰۰ نفر جمعیت پیش از آغاز جنگ به حدود ۲۵٫۰۰۰ نفر در سال 1366 کاهش یافت. در طول جنگ در حدود 10 تا 15 میلیون ماین در سرتاسر کشور توسط نیروهای شوروی و دولتی کاشته شد که باعث مرگ بیش از 25000 تن شده و بیشتر قربانیان آن هم کودکان افغانستان بوده اند که تا هنوز هم ادامه دارد.
پیش از جنگ، افغانستان یکی از کشورهای فقیر دنیا بود اما با ادامه جنگ بر اساس رده بندی برنامه انکشافی ملل متحد، افغانستان در رده 170 از 174 کشور کمتر توسعه یافته قرار گرفت. آنچه گفته شد تنها بخشی از ویرانی ها و تلفات انسانی افغانستان بود اما از نگاه تخریب معنوی در ابعاد سیاسی و فرهنگی و اجتماعی آنچنان صدمه ای بر مردم افغانستان وارد آمد که تا کنون آثار آن ادامه دارد و تا سال های طولانی دیگر هم متأسفانه ادامه خواهد یافت.
اما در جانب شوروی آن زمان هم باید گفت که از تاریخ ورود ارتش سرخ در جدی ۱۳۵۸تا خروجش در دلو ۱۳۶۷، چیزی در حدود ۶۲۰٫۰۰۰ نفر عمدتاً سرباز در افغانستان خدمت کردند که در زمان واحد و به تناوب، بین ۸۰٫۰۰۰ تا ۱20٫۰۰۰ سرباز به طور پیوسته حضور داشتند. این نیروها به تعداد ۵۲۵٫۰۰۰ نفراز ارتش، ۹۰٫۰۰۰ نفر از دسته‌های سرحدی و زیر مجموعه‌های وابسته به کی گی بی و ۵٫۰۰۰ نفر از نیروهای وزارت داخله شوروی و نیروهای پولیس بودند.
در مجموع تلفات نیروهای مسلح، سرحدی و امنیت داخلی شوروی به ۱۴٫۴۵۳ تن رسید که به ترتیب ارتش و واحد‌های وابسته ۱۳٫۸۳۳ نفر، کی گی بی و واحد‌های وابسته ۵۷۲ نفر، وزارت داخله ۲۸ نفر و دیگر دوایر دولتی ۲۰ نفر. در طی این دوره ۴۱۷ تعمیرکار مشغول در جنگ مفقود یا کشته و یا اسیر شدند.
از دسته‌های مستقر، ۵۳٫۷۵۳ نفر یعنی ۱۱٫۴۴ درصد، دچار مجروحیت و ۴۱۵٫۹۳۲ تن یعنی ۸۸٫۵۶ درصد، مبتلا به بیماری شدند. درصد بالایی از مجروحیت‌ها منجر به نقص عضو بود. ۱۵۵٫۳۰۸ مورد مبتلا به هپاتیت مسری، ۳۱٫۰۸۰ نفر مبتلا به تب تیفوئید و ۱۴۰٫۶۶۵ تن مبتلا به سایر امراض شده بودند و در بخش تجهیزات نظامی تنها ۴۵۱ هواپیما به شمول ۳۳۳ فروند هلیکوپتر و همچنین ۱۴۵ دستگاه تانک ۱٫۳۱۴ واحد زرهی و 443 قبضه توپخانه و 11369 تانکر حامل سوخت نابود شدند.
حضار گرامی!
در کنار تلفات و آثار ویرانگر مادی که به اختصار بیان شد، آنچه هم برای افغانستان و هم برای شوروی سابق بسیار سنگین تر از تلفات مادی تمام شد، آثار سیاسی مخرب و ویرانگر این یک دهه جنگ در هر دو جانب شوروی و افغانستان بود. در جانب شوروی به اتفاق نظر همه تحلیل گران داخلی و بین المللی، جنگ افغانستان حد اقل یکی از عوامل اصلی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. زمانی که میخایل گورباچف در سال 1985 در شوروی به قدرت رسید، متوجه شد که تلفات انسانی و مادی شوروی در افغانستان رو به افزایش بوده و نارضایتی داخلی نیز هر روز بیشتر می شود و از سوی دیگر هزینه مادی و اقتصادی این جنگ، نظام مالی و اقتصادی شوروی را ضعیف و بلکه متلاشی ساخته و از نگاه بین المللی نیز شوروی هر روز بیش از گذشته به انزوا رفته و حتی در میان طرفداران خود در بلوک شرق نیز زیر سؤال قرار گرفته و در مجموع نظام کمونیستی اعتبار و مشروعیت ملی و بین المللی خود را کاملا از دست داده است و لذا رهبری شوروی تصمیم گرفت قوای خود را از افغانستان خارج کند که در فبروری 1989 (26 دلو 1367) آخرین گروپ نظامی شوروی از افغانستان خارج شدند. اما این خروج بعد از یک دهه جنگ و اشغالگری و شکست و ناکامی نه تنها نتوانست از اضمحلال نظام سوسیالیستی شوروی جلوگیری کند، بلکه فروپاشی آن سرعت یافت و با وقوع کودتایی در اگست 1991 نه تنها نظام 70 ساله اتحاد شوروی از هم پاشید بلکه سایر نظام های سوسیالیستی در اروپای شرقی نیز یکی پس از دیگری از هم فروپاشیدند و در حقیقت همه دنیا از سیطره کمونیزم آزاد شد.
اما در جانب افغانستان با این که رژیم تحت الحمایه شوروی برای چند سال به جنگ و گریز خود ادامه داد اما سرانجام تاب نیاورده و بعد از سه سال و چند ماه بالاخره در 8 ثور 1371 رژیم نجیب الله سقوط کرده و مجاهدین بعد از 14 سال جنگ و جهاد به پیروزی رسیدند. این یک تحول بزرگ و یک افتخار جاویدانه در تاریخ مبارزات مردم سرافراز و قهرمان افغانستان است که برای همیشه در تاریخ سیاسی جهان از آن به عنوان یک اسطوره یاد خواهد شد. اما مطلب بسیار مهم در این مقطع از تاریخ کشور ما این است که ما پیروزی در عرصه جنگ و جهاد را نتوانستیم به پیروزی در سیاست و حکومتداری پیوند بزنیم و احزاب جهادی ما بعد از سقوط رژیم دست نشانده شوروی، نتوانستند از ثمره جهاد به صورت معقول و منسجم بهره برداری نمایند و به خاطر این ضعف مدیریت، افغانستان برای یک دهه دیگر بازهم به عقب برگشت و به ورطه سقوط افتاد و به صحنه جنگ و خشونت تبدیل شد، خشونتی که بخشی از آثار منفی آن تا امروز دامنگیر ملت ما است.
شکست تجربه حکومتداری مجاهدین، معلول عوامل و دلایل فراوان داخلی، منطقه ای و بین المللی است اما بدون شک یکی از دلایل اصلی آن، عدم توافق گروه های سیاسی و جهادی آن زمان بر یک ساختار سیاسی مناسب و عدم تدوین و تصویب یک قانون اساسی مورد اجماع ملت و سرانجام برگزار نشدن یک انتخابات عمومی سالم و مشروع برای تعیین رهبری سیاسی و نظام سیاسی کشور بود. این سخنم به معنای تضعیف جهاد و یا مجاهدین نیست، بلکه یک حقیقت تلخی است که امروز باید بپذیریم و از آن عبرت بگیریم. خوشبختانه این نقیصه در دوره پساطالبان مورد توجه قرار گرفت و در سال 1382 قانون اساسی فعلی افغانستان به تصویب رسید و در پرتو این قانون ما به یک ساختار مناسب و مورد قبول اکثریت مردم افغانستان دست یافتیم که تا کنون در طول بیش از 14 سال یک دوره جدید نظام مردم سالار و قانون محور را تجربه می کنیم.
حضار گرامی! هموطنان عزیز!
در این رابطه می خواهم توجه شما را به یک مطلب اساسی جلب کنم. ما باید بدانیم که قانون اساسی موجود ما به عنوان مهم ترین وثیقه ملی به آسانی به دست نیامده است. در سال 81 و 82 نزدیک به 20 ماه وقت گرفت تا از طریق کمیسیون تسوید و سپس کمیسیون تدقیق که این جانب افتخار عضویت در هر دو کمیسیون را داشتم، بعد از مشوره گسترده ملی و حتی بین المللی و گفتگوهای همه جانبه و نفس گیر، متن نهایی تهیه شد و سپس در لویه جرگه قانون اساسی با حضور همه رهبران سیاسی و نمایندگان همه اقوام کشور، بعد از بحث های داغ و طولانی سرانجام به تصویب رسید. در خود متن مقدمه این قانون اساسی هم به حوادث تلخ گذشته اشاره شده و این که این قانون اساسی در حقیقت محصول بیش از
دو دهه جنگ و منازعه است. درمقدمه قانون اساسی تصریح شده که « با درک بی عدالتی ها و نابسامانی های گذشته و مصایب بی شماری که بر كشور ما وارد آمده است؛ با تقدیر از فداكاری ها، مبارزات تاریخی، جهاد و مقاومت بر حق تمام مردم افغانستان و ارج گذاری به مقام والای شهدای راه آزادی كشور؛ با درك این كه افغانستان واحد و یكپارچه به همه اقوام و مردم این سرزمین تعلق دارد» این قانون اساسی به تصویب رسیده است. بنا بر این نظام برخاسته از این قانون هم در حقیقت وارث برحق و محصول مبارزات تاریخی مردم افغانستان است و امروز حکومت وحدت ملی با تقدیر از رشادت های مجاهدین دلیر افغانستان و با پایبندی به ارزش های جهادی، دینی و ملی و برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی و آزادی کشور، به همان راهی می رود که مجاهدین سرافراز دوره جهاد رفتند.
مطابق ساختاری که در این قانون پیش بینی شده ما امروز دارای یک نظام اسلامی کثرت گرای مبتنی بر دموکراسی و آرای مردم هستیم؛ هم کثرت گرایی سیاسی و هم کثرت گرایی قومی و زبانی و مذهبی و همچنین در پرتو همین قانون، نمادها و شاخصه های هویت ملی ما نیز تعریف شده و این که وحدت ملی ما در کثرت و تنوع و چندگانگی ما است. بدون شک در زمان تصویب این قانون هم در تمام این موارد طرح های متعدد و اختلاف نظرهای اساسی وجود داشت اما سرانجام نقطه های مشترک مورد توافق قرار گرفت و آنچه در این قانون آمده، محصول یک توافق ملی است.
بنا بر این به یقین می توانم ادعا کنم که قانون اساسی کنونی ما مانند یک ریسمان و یا زنجیری است که تمام حلقات و گروه ها و آرمان ها و اهداف و خواسته های کلان ملی را به همدیگر پیوند زده است و هیچ حلقه ای هم از این زنجیر بیرون نمانده است تا موجب پیدایش یک خلاء شود. اما باید بدانیم که خارج از این ریسمان محکم ملی ما نمی توانیم نقطه مشترک دیگری داشته باشیم که بتوانیم بر اساس آن اختلافات و یا منازعات خود را حل کنیم و اگر روزی این زنجیر و این رشته مهم ملی از هم بگسلد و یا آن را بگسلانیم، بار دیگر در یک خلاء قانونی قرار گرفته و هرج و مرج و قانون گریزی ها و بی عدالتی ها و حتی جنگ ها و منازعات از نو آغاز خواهد شد.
تنها راه اصولی و منطقی که همه دنیا هم آن را تجربه کرده اند، این است که در این قانون هرگاه کاستی ها و یا ابهاماتی وجود داشته باشد، مطابق سازوکاری که در خود قانون اساسی بیان شده، به اصلاح و تعدیل آن بپردازیم و این چیزی است که همگی بر آن توافق داریم و باید روزی فرا رسد و شرایطی فراهم شود که نمایندگان مردم در لویه جرگه قانون اساسی همه مطالبات و خواسته ها و مسایل مهم ملی و سیاسی و حقوقی مربوط به قانون اساسی را بشنوند و با گفتگو و بحث معقول به توافق برسند. اما هر حرکتی و به هر نامی هر چند در جای خود بجا و معقول هم باشد ولی زمانی که خارج از مجرای تعیین شده در قانون مطرح شود، کشور را به بیراهه می کشاند و نمی تواند مورد قبول مردم افغانستان باشد.
بر اساس آنچه گفته شد امروز به مناسبت روز تاریخی و مهم 26 دلو هم از رهبری حکومت وحدت ملی و هم از گروه های اپوزیسیون حکومت و هم از همه گروه های سیاسی و مدنی جدا می خواهم که در همه شرایط و حالات به شمول حالات جنگ و صلح و گفتگو با مخالفین مسلح، چارچوب اصلی قانون اساسی و ساختارها و ارزش های مندرج این قانون را خط سرخ ملت افغانستان بدانند. من از گروه های اپوزیسیون حکومت می خواهم که اگر با حکومت، مخالفت سیاسی دارید و یا برای اداره و مدیریت کشور طرح های بهتری دارید، بیایید میدان های سیاسی به روی همگان باز است و در جریان انتخابات های آینده و با شیوه های دموکراتیک وارد کاروزار سیاسی شوید و با به دست گرفتن قدرت از طریق مشروع به تطبیق اهداف و برنامه های خود بپردازید اما منصفانه نیست که به خاطر مخالفت های سیاسی، امروز حکومت وحدت ملی را تضعیف نمایید و یا وحدت ملی مردم افغانستان را قربانی بسازید و یا در مقابل قانون اساسی ایستاده و سازوکارهای مغایر قانون اساسی را در پیش بگیرید.
از سوی دیگر امروز که شرایط مناسب داخلی، منطقه ای و بین المللی برای دولت افغانستان فراهم شده است، اجازه بدهید که حکومت در عرصه های مختلف امنیتی، سیاسی، اقتصادی و انکشافی به تطبیق برنامه های خود بپردازد و برنامه های مهم ملی مانند ارتقای قابلیت های دفاعی و امنیتی، پیگیری مسایل جنگ و صلح، برگزاری انتخابات، انجام اصلاحات و مبارزه با فساد و پروژه های کلان دیگر ملی و منطقه ای را تطبیق نماید. ما همگی باید با در نظر گرفتن مصالح علیای ملی و با نشان دادن همبستگی ملی خود به همگان نشان بدهیم که در مقابل تروریزم و افراطیت و در حفاظت از امنیت ملی خود همه همدست هستیم.
ما باید امروز بدانیم که دسایس استعمار، جنگ های تحمیلی خانمانسوز، تازیانه های استبداد و مطلق گرایی، نعره های افراط گرایی زبانی و مذهبی و شوینیسم قومی پشت و پهلوی وحدت ملی ما را در طول تاریخ به حد کافی مجروح و خونین و شرحه شرحه و قطعه قطعه کرده است. امروز که به برکت جهاد و مبارزات مردم و خون شهدای ما در سایه دموکراسی و آزادی و کثرت گرایی ای موجود، زمینه ای فراهم شده برای نفس کشیدن همه مردم افغانستان و بستری آماده شده برای تقویت همبستگی ملی و ملت سازی و دولت سازی، نباید این فرصت طلایی را از مردم افغانستان سلب کنیم و نباید دوباره زمینه را برای واگرایی و از هم گسیختگی و ناهنجاری فراهیم کنیم و نباید به دشمنان داخلی و خارجی فرصت بدهیم که یکبار دیگر ما را به عقب برگردانند. ما باید تمام مشکلات داخلی بین خود را در چارچوب قانون اساسی و از طریق گفتگو و تفاهم حل کنیم و نه از طریق زورآزمایی های غیر لازم و افشاندن تخم کین و نفرت در میان مردم افغانستان. تقاضای دوستانه و عاجزانه من از همه سیاستمداران کشور، از هر جناح و قومی که هستند، این است که هر معضل ملی و سیاسی را باید از راه معقول و با یک تصمیم سیاسی سنجیده شده و دقیق حل کنیم و هر نوع تصمیم گیری شتابزده و ناشی از احساسات و عواطف شخصی و یا تمایلات قومی و حزبی کشور را به بحران می برد.
امروز ما در شرایطی قرار داریم که دولت ما با چندین سازمان تروریستی داخلی، منطقه ای و بین المللی در خط مقدم نبرد قرار داشته و سنگینی یک جنگ تحمیلی و اعلام نشده را تحمل می کند و در این رابطه نیز دولت افغانستان به همه کشورهای دور و نزدیک مخصوصا کشورهای منطقه اعلام می دارد که افغانستان نه تنها امنیت و منافع هیچ کشوری را تهدید نمی کند بلکه بر این باور است که همکاری ها و همگرایی های منطقه ای، منافع ملی همه ما را تأمین می کند، در حالی که جنگ و ناامنی در افغانستان، منافع همه را در مخاطره قرار می دهد. ما باید همگی از گذشته خود درس بگیریم و به راهی نرویم که قبلا همه قدرت های متجاوز آن را آزمایش کردند.
در پایان یکبار دیگر به روان پاک همه شهدای دوره جهاد، شهدای نیروهای دفاعی و امنیتی کشور و مخصوصا سرداران جهاد و شهدای بزرگ افغانستان که قهرمانان جهاد علیه ارتش شوروی سابق بودند و در رأس آنان شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری، شهید صلح استاد ربانی، قهرمان ملی شهید احمدشاه مسعود، شهید عبدالحق، شهید حاجی قدیر و به طورخاص شهدای حملات تروریستی ماه های اخیر کابل درود می فرستم. روح آنان شاد و خاطره شان گرامی باد.
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>