وبسایت شخصی سرور دانش

معاون دوم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان

بیانیه استاد دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم دیدار مردمی در هرات

هرات- ۱۱ ثور ۱۳۹۷

﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
جناب آقای محمد آصف رحیمی والی محترم هرات، برادران عزیز ما وکیل خوشک وطندوست و آقای محبی و آقای اعتمادی، اعضای محترم شورای ولایتی هرات، اعضای شورای علمای هرات، نمایندگان دفتر حضرت آیت الله محقق کابلی، تجار و صنعتگران هرات، استادان، روشنفکران، فرهنگیان، جامعه مدنی، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا از پذیرایی و حضور گرم شما دوستان گرامی تشکر می کنم و همچنین روز ۱۱ ثور یا روز جهانی کارگر را به همه کارگران زحمتکش و پرتلاش کشور و به شما مردم شریف و عزتمند هرات تبریک می گویم و امیدوارم کشور ما در اثر تلاش و کوشش تلاشگران عرصه سازندگی وکارآفرینی و تولید و صنعتt بیش از پیش به شکوفایی و خوداتکایی نزدیک شود و همچنین در آغاز درود می فرستم به شهدای حوادث تروریستی دیروز در کابل و قندهار مخصوصا جوانان نخبه و خبرنگار ما که مظلومانه به شهادت رسیدند.
حضار گرامی!
این ایام همزمان است با ایام مبارک شعبانیه و مخصوصا نیمه شعبان میلاد عدالت گستر جهان مهدی موعود(عج). فرارسیدن این روز مبارک را به همه عدالتخواهان جهان و به منتظران مهدی موعود از صمیم قلب تبریک می گویم و به همین جهت با اغتنام از فرصت سخنان خود را در این محفل باشکوه و در محضر استادان، علما، روشنفکران و فرهنگیان، اختصاص می دهم به سه بخش: اول بحث کوتاه در باره مهدویت و فلسفه انتظار و دوم بحث فشرده در باره مسایل عمومی و وضعیت سیاسی کشور و سوم سخنان خاص با حاضرین مجلس و مخصوصا هزاره های هرات.
اول- فلسفه انتظار:
در باره حضرت مهدی(عج) جدا از بحث های تاریخی و کلامی و این که شخص امام مهدی چگونه تولد یافت و چگونه غایب شد و چگونه ظهور خواهد کرد، یک بحث اصلی و اساسی دیگر وجود دارد در باره اصل اندیشه مهدویت و فلسفه انتظار از نگاه فلسفه تاریخ و فلسفه اجتماعی. یعنی این که اندیشه مهدویت در زندگی اجتماعی انسان چه نقش دارد؟ فلسفه انتظار چیست؟ و انسان منتظر در تاریخ و جامعه چه نقش دارد؟ و چرا پیامبر خدا فرموده است که: افضل اعمال امتی انتظار الفرج؟
اصولا در فلسفه تاریخ همیشه این سؤال مطرح می شود که آیا سیر تحولات و رویدادهای تاریخی می تواند قاعده مند باشد یا نه و آیا حرکت تاریخ تابع قوانین و قواعد خاصی است یا نه؟ و نقش انسان در این تحولات چیست و آیا انسان در تعیین سرنوشت خود تأثیری دارد؟ و مهم تر این که آینده تاریخ و آینده ما انسان ها چگونه است و جامعه انسانی به چه سمتی حرکت می کند و چه مراحل و اطواری را باید طی کند تا به هدف برسد؟
در پاسخ به این سؤال ها مکتب های فکری و فلسفی و ادیان و مذاهب، دیدگاه های متفاوتی ارائه کرده اند که فرصت طرح آن ها نیست و تنها اشاره می کنم به بینش اسلامی و قرآنی، به عنوان یک مکتبی که نسبت به تاریخ و جامعه و فلسفه تاریخ دیدگاه ها خاصی دارد. از نظر اسلام و تفکر قرآنی تاریخ قاعده مند است و بر حرکت انسان و جامعه انسانی، سنت ها و قواعد خاصی حاکم است و در این میان انسان مقهور طبیعت نیست و هیچ نوع جبری حتی جبر الهی هم بر او حاکم نیست و او می تواند با کشف این سنت ها و رعایت و تطبیق آن ها سرنوشت خود را آزادانه تعیین کند. به عنوان مثال یکی از قواعد و فرمول هایی که قرآن برای حرکت جامعه بیان کرده، رابطه معکوس عدالت و ظلم با فقر و رفاه است، بدین معنا که در جامعه به هر اندازه که عدالت حاکم باشد، به همان اندازه انسان ها از رفاه و آسایش هم بهره مند خواهند شد و بر عکس به هر اندازه که ستم و استبداد حاکم شود، جامعه هم به فقر و محرومیت و عقبماندگی سوق داده خواهد شد. ولو ان اهل القری آمنوا و اتَقَوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض (اعراف/۹۶) ولو انهم اقاموا التوراه و الانجیل و ما انزل الیهم من ربهم لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم… (مائده/۶۶) و تلک القری اهلکناهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلکهم موعدا (کهف/۵۹) الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.
اما این عدالت و آسایش از آسمان بر انسان نازل نمی گردد. هیچ قوه قاهره دیگری هم نیست که جامعه انسانی را به جبر و اکراه به سوی عدالت هدایت کند. قرآن این فرمول را به صورت «اگر» بیان می کند و می گوید که تو انسان اگر در مناسبات و روابط خود عدالت را حاکم ساختی، از آسمان و زمین هم نعمت بر تو نازل خواهد شد و اگر ظلوم شدی و دست به ستم زدی، همه دروازه های نعمت و رفاه و آسایش بر روی تو بسته خواهد شد.
در اندیشه دینی ما سه اصل محوری وجود دارد: یکی عدالت و دوم آزادی انسان در تعیین سرنوشت و سوم حرکت انسان به سوی جامعه عدالت محور و پیش بینی آینده درخشان برای زندگی بشر. انسان از این دیدگاه مجبور نیست اما مسئولیت دارد که عدالت طلب باشد یعنی همیشه بر وضعیت موجود معترض باشد و برای تغییر وضعیت از حالت موجود به حالت مطلوب تلاش و مبارزه کند و بر خود و بر شر و فساد و بی عدالتی نهیب بزند و شرایط محیط و جامعه خود را برای حاکمیت ارزش های عدالت محور آماده نماید. با این نوع بینش و نگرش به انسان و جامعه طبیعی است که نگاه به آینده بشریت هم یک نگاه خوشبینانه خواهد بود و نه نگاه کین و نفرت و بدبینی. یعنی جامعه انسانی با عبور از همه اطوار و ادوار پرپیچ و خم بالاخره به سوی روشنایی و نور حرکت خواهد کرد و روزی در زندگی او نور عدالت خواهد درخشید.
برادران و خواهران گرامی! فلسفه انتظار هم چیزی جز این نیست. انتظار و مهدویت ریشه در اندیشه عدالت و عدالت خواهی و پایان عدالت محورانه تاریخ و آینده عدالت گسترانه جامعه بشری دارد. بدین جهت است که پیامبر اسلام فرمود: لو لم یبق من الدهر الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یبعث فیه رجلا من اهل بیتی اسمه اسمی یملاء الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا.
مهم تر از سخنان پیامبر در قرآن شریف دیدگاه تاریخی قرآن چنین بیان شده است: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (انبیاء/ ۱۰۵) و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (قصص/۵)
دوم- وضعیت سیاسی و مسایل عمومی کشور:
حضار گرامی! هموطنان عزیز!
همه ما می دانیم که کشور ما در شرایط بسیار دشوار و حساسی قرار دارد و امروز وظیفه و مسئولیت عمومی همه ما شهروندان این سرزمین، این است که در مرحله اول چالش های اصلی را شناسایی کنیم و در وهله دوم برای آن ها راه حل جستجو کنیم و هر شخص به سهم خود جزء راه حل باشیم و نه جزء چالش و مشکل. امروز ما در سطح کشور با چهار چالش عمده مواجه هستیم: جنگ و خشونت و ناامنی از یک طرف و فقر و بی کاری از طرف دیگر، فساد اداری و استفاده جویی ها از یک سو و بی اعتمادی و تفرقه و نفرت و شکاف های اجتماعی و سیاسی از سوی دیگر.
ما برای رفع این چالش ها حد اقل در سه عرصه باید تلاش خستگی ناپذیر و مبارزه نفس گیر داشته باشیم تا به یک نوع ثبات دست پیدا کنیم: ثبات در عرصه امنیتی و ثبات در عرصه اقتصادی و ثبات در عرصه سیاسی.
۱٫ ثبات امنیتی:
تأمین صلح و امنیت هدف اصلی ما و اساس و بنیاد همه حرکت های دیگر است. جنگ هرگز راه حل نیست. تجربیات گذشته کشور ما نشان می دهد که جنگ برای هیچ کس برندگی ندارد. در جنگ همگی بازنده هستند. بدین جهت است که حکومت وحدت ملی و در رأس رئیس جمهور یک خط مشی و یک نشانه راه واضحی را برای ختم جنگ و آغاز گفتگوها و مذاکرات بین الافغانی مطرح کردند و شورای عالی صلح ما نیز تمام تلاش خود را به کار بسته است که زمینه های ارتباط و تماس سازنده را فراهم کند و مردم ما نیز در تمام ولایات به شمول ناامن ترین مناطق مانند هلمند صدای صلح طلبی خود را بلند کردند. ما این حرکت را همچنان با جدیت و صداقت ادامه خواهیم داد.
اما از سوی دیگر تا کنون هیچ نشانه مثبتی از سوی مخالفین مخصوصا گروه طالبان و حامیان خارجی آنان دریافت نکرده ایم و بلکه بر عکس آنان حملات بهاری خود را تحت نام خندق اعلام کردند. دشمن امروز کورکورانه و وحشیانه به حملات انتحاری و انفجاری دست می زند. دشمن تنها با اردو و پولیس ما نمی جنگد بلکه مردم ملکی را هدف قرار می دهد و تأسیسات عامه را تخریب می کند و مکتب ها و پل ها و پایه های برق را تخریب می کند و مراکز مذهبی و دینی و مساجد و حتی زنان و اطفال بی گناه را هدف قرار می دهد. دشمن بین ما تفرقه و نفاق را دامن می زند. دشمن امروز دموکراسی و آزادی بیان را نشانه گرفته است و هر روز ژورنالیستان و مراکز توزیع تذکره و ثبت نام رأی دهی را مورد حمله تروریستی قرار می دهد.
اما امروز خوشبختانه برای همه مردم ما آشکار شده است که دشمنان ما تنها دشمن دولت و حکومت افغانستان نیستند بلکه دشمن مردم هستند و دشمن آزادی و ترقی و پیشرفت و دشمن مکتب و معارف و تحصیل هستند و نمی گذارند فرزندان این مرز و بوم به دانایی و توانایی دست یابند. همچنین همه می دانند که دشمنان ما مزدوران خارجی هستند. بیش از ۲۰ گروه تروریستی از اکناف و اطراف جهان از چچن و اوزبیکستان و تاجیکستان و چین شرقی و کشورهای خاورمیانه جمع شده، می خواهند در کشور اسلامی افغانستان و در وطن ما با خارجی ها و به اصطلاح با کفار بجنگند.
در چنین شرایطی است که ما در کنار صلح طلبی هیچ چاره ای جز مقاومت و سرکوب تروریستان نداریم. امروز علی رغم همه تهدیدها و فشارها باید همگی در کنار دولت خود بایستیم و از اردو و پولیس خود به طور قاطع و همه جانبه حمایت کنیم. ما با دشمنان خیره سر و تروریستان سنگ دل و سیاه اندیشی مواجه هستیم که تا در صحنه جنگ ناکام و ناامید نشوند، هرگز به میز گفتگو حاضر نخواهند شد. ما باید دشمن را از پیروزی از طریق جنگ ناامید بسازیم و وادار به مذاکره و گفتگو کنیم.
اما سؤال دیگر این است که آیا تنها ادامه جنگ با تروریستان کافی است و آیا تنها اردو و پولیس می توانند شورشیان و مخالفان را به تمام معنا شکست دهند؟ لازم است ما غیر از جبهات جنگ در سایر جبهات و به طور خاص در دو عرصه دیگر یعنی عرصه اقتصادی و سیاسی نیز با دشمن مبارزه کنیم. ما در همه جبهات و در همه عرصه ها نیاز به مبارزه و فداکاری داریم.
از این جهت ما نیاز داریم به:
۲٫ ثبات اقتصادی:
ما بدون رشد اقتصادی و بدون بهبود در معیشت مردم و بدون مبارزه با فقر و بی کاری نمی توانیم دشمن را شکست دهیم. ما نباید برای همیشه متکی و وابسته به کمک های خارجی باشیم. به این جهت است که حکومت وحدت ملی علاوه بر این که به جنگ و مسایل امنیتی اولویت درجه اول را داده است، عرصه اقتصادی را نیز در سرلوحه برنامه های خود دارد. حکومت در مورد تهداب گذاری نهادها و نظام سازی و پالیسی سازی گام های استواری برداشته است. تقویت سکتور خصوصی، تقویت زیرساخت ها و تسهیلات زیربنایی سرک ها و خط آهن، اصلاح قوانین تجارتی و سرمایه گذاری، طرح و تصویب پالیسی های مشخص و جامع در مورد معادن، انرژی، پارک های صنعتی، صادرات، ایجاد زون های اقتصادی و تقویت و اصلاح گمرکات و بنادر و ایجاد دهلیزهای هوایی بین افغانستان و کشورهای دیگر منطقه و همچنین طرح و تطبیق پروژه های کلان ملی و ارائه خدمات در بخش های صحی، آموزشی، زراعتی، مخابراتی و ترانسپورتی و مانند آن بخشی از فعالیت های حکومت در دو سال اخیر بوده است که در بسیاری از زمینه ها دستاوردها و موفقیت های خوبی هم داشته است. از آنجا که در این بخش دیروز در جریان افتتاح نمایشگاه به تفصیل سخن گفتم به همین مختصر اکتفا می کنم.
در کنار ثبات امنیتی و ثبات اقتصادی و بلکه مهم تر از هر دو، ثبات سیاسی است.
۳٫ ثبات سیاسی:
حضار گرامی و هموطنان عزیز!
در مورد ثبات سیاسی سخنان و مسایل زیادی قابل بحث است که از میان آن ها سه مسأله کلیدی و بسیار مهم را با شما در میان می گذارم:
اول نظم حقوقی و سیاسی کشور است. هیچ نوع ثباتی در هیچ جای دنیا پدید نمی آید مگر در پرتو یک نظم حقوقی و سیاسی منسجم و مورد توافق شهروندان. ما امروز در کشور خود از یک قانون اساسی بسیار معتبر و با ارزش برخوردار هستیم که هم همبستگی ملی و وحدت ملی ما را تضمین کرده و هم همه خرده هویت های قومی و زبانی و مذهبی ما را به رسمیت شناخته و هم در فصل دوم خود تمام اصول حقوق بشری و حقوق اساسی شهروندان را به صراحت تمام تنظیم و تضمین کرده است و مهم تر هم این که در چوکات این قانون اساسی، نظام سیاسی ای تعریف شده که همه ارکان و قوای سه گانه آن به طور مستقیم یا غیر مستقیم از اراده و آرای مردم نشأت می یابد. این قانون علی رغم برخی کاستی ها، تنها وثیقه محکم ملی است که همه گروه ها و گرایش های متفاوت و مختلف کشور را در محور خود گرد آورده است. باید به این قانون احترام بگذاریم و در تطبیق و رعایت ارزش ها و احکام آن همت بگماریم و بدانیم که اگر روزی این قانون اعتبار نداشته باشد، همه رشته های دیگر گسسته خواهد شد.
مسأله دوم در تثبیت ثبات سیاسی، حفظ و تحکیم وحدت ملی در میان مردم افغانستان است. تا ما مردم متحد و یکپارچه و وفادار به منافع ملی و همدل و همفکر نداشته باشیم، هر مکاره خارجی و یا داخلی می تواند به آسانی ثبات ما را به هم بزند و با سرنوشت ما به نفع خود بازی کند. امروز همگی از هر قوم و زبانی که هستیم مکلفیم به احترام به یکدیگر و مدارا و رواداری برای همدیگر و ایستادن در مقابل هر آواز تفرقه افکن و هر صدای نفرت آمیز.
مسأله سوم و مهم تر از همه موضوع انتخابات است. ما امروز برای ثبات سیاسی و فراهم شدن قناعت و رضایت عمومی هیچ گزینه دیگری غیر از انتخابات نداریم. کودتا، خشونت، تقلب و ادامه حکومتداری به طور غیر قانونی نه عملی است و نه پذیرفتنی. انتخابات تنها راه پایان دادن به نارضایتی های سیاسی است. انتخابات تنها راه بهبود شیوه های حکومتداری است. انتخابات تنها راه ایجاد یک حکومت پاسخگو و مسئول و ایجاد یک پارلمان واقعا نماینده از مردم است.
آیا می دانید دلیل اصلی کودتای داودخان چه بود؟ و چرا کودتای ۷ ثور اتفاق افتاد؟ چرا دوره چهار و نیم ساله دولت مجاهدین به جنگ و خشونت و ویرانگری کشانده شد؟ چرا امارت طالبان به وجود آمد و چرا مردم افغانستان رژیم طالبان را نپذیرفتند؟ دلیل همه این اتفاقات ناگوار تن ندادن به اراده مردم و برگزار نشدن انتخابات و تعیین حکومت و پارلمان از طریق رأی مردم بود. امروز هم چند سال است که پارلمان ما خارج از مدت قانونی خود ادامه یافته و از عمر حکومت وحدت ملی هم بیش از یک سال باقی نمانده است. ما باید با عزم راسخ به سوی ثبت نام برویم تا از بی ثباتی بیشتر کشور جلوگیری کنیم.
باید بر این نکته تأکید کنم که برای پیروزی بر دشمن رأی شما مردم، کاراتر و مؤثرتر و برنده تر از گلوله سرباز ما است و دقیقا هم به همین جهت است که امروز دشمنان و مخالفان با سراسیمگی دست به هر جرم و جنایت می زنند تا مانع مردم برای اخذ تذکره و ثبت نام شوند. چند روز پیش مردم غرب کابل را در صف تذکره به خاک و خون کشاندند و دو روز پیش در ننگرهار بر مسجد محل ثبت نام حمله کردند و در جاهای دیگر نیز دست به اعمال ننگین دیگر زدند. بنا بر این رأی دادن و اشتراک در انتخابات خود یک مبارزه ای است مهم تر از جنگ سربازان ما در جبهات. مردم ما با فداکاری های خود در انتخابات های گذشته نیز در مقابل دشمن ایستادند و شهید دادند و انگشتان شان قطع شد اما تسلیم تهدیدات دشمن نشدند و این بار نیز مطمئن هستیم که مردم سیل آسا در این جبهه جنگ سیاسی اشتراک خواهند کرد.
البته در باره نحوه مشارکت و مردم و نحوه تأمین امنیت و بهتر شدن وضعیت، هر کسی هرنوع طرح و پیشنهاد سازنده ای داشته باشد می توانند به جانب حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات ارائه کند تا با یک رایزنی عمومی و در سطح ملی برای مشکلات انتخاباتی راه حل جستجو شود.
سوم- سخنی چند با مردم شیعه و هزاره هرات:
از آنجا که ما مردم هزاره در افغانستان از نگاه قومی و مذهبی دارای پیشینه تاریخی خاص و دارای شرایط فرهنگی و اجتماعی ویژه ای هستیم، باید چند اصل مهم را همواره سرلوحه گفتار و رفتار و جزء پالیسی و استراتژی سیاسی و اجتماعی خود قرار بدهیم. ممکن است کسانی از شما با این سخنانم موافق نباشند، مخصوصا جوانان و تندروانی که هنوز تحت تأثیر احساسات و عواطف هستند و با مسایل اجتماعی و سیاسی با خون گرمی و با شیوه انقلابی برخورد می کنند. اما آنچه می گویم ناشی از حد اقل ۴۰ سال زیستن در فراز و نشیب ها و تلخی ها و شیرینی ها و تأمل در واقعیت های عینی کشور است. در این رابطه پنج موضوع مهم را با شما در میان می گذارم:
۱٫ هزاره ها باید بیش از هر قوم دیگر -همان طور که شهید وحدت ملی استاد مزاری گفته بود- وحدت ملی را برای خود یک اصل بدانند. ما در افغانستان یک تافته جدا بافته از دیگران نیستیم. باید شریک شادی و غم همه ملت افغانستان باشیم. ما تاریخ و تمدن و فرهنگ مشترک و جغرافیا و سرزمین و میهن مشترک داریم. یک هزاره با یک پشتون و تاجیک و اوزبیک و بلوچ و ایماق و دیگران، صدها درد مشترک و پیوند مشترک دارد تا با یک خارجی مسلمان یا غیر مسلمان. هیچگاه فکر نکنیم که یک خارجی برای من هزاره نزدیک تر و مهربان تر است از یک پشتون و تاجیک هموطن و یک برادر پشتون و تاجیک ما هم فکر نکند که یک هزاره با او بیگانه تر است از یک خارجی. این اقوام در طول هزاران سال، در کنار همدیگر و وطندار همدیگر بوده اند و برای هزاران سال دیگر هم چنین خواهند بود. بیاییم گذشته های تاریخ را به تاریخ بسپاریم و فقط از آن گذشته های تلخ درس و عبرت بگیریم و هرگز خود را غرق گذشته ها نکنیم و به قول حافظ سقف را بشکافیم و طرحی نو در اندازیم.
اما به راستی همین انتظار را از اقوام برادر دیگر خود هم داریم مخصوصا در هرات که از نگاه فرهنگی و ترکیب قومی، یک افغانستان کوچک شمرده می شود. هزاره ها مردم زحمتکش، باغیرت، صادق و ایماندار و با استعداد هستند و هم اکنون در اقتصاد و فرهنگ و فعالیت های اجتماعی و مدنی هرات نقش مفید و سازنده دارند و حتی به نمایندگی از هرات در ولسی جرگه و در شورای ولایتی حضور فعال دارند و با پیوستن به صفوف اردو و پولیس هر روز براى دفاع از وطن قربانى مى دهند. بنا براین از سایر اقوام هرات و از اداره محلی هرات هم انتظار داریم که با مردم هزاره بومی و غیر بومی هرات بر اساس اصل اخوت و مشارکت عادلانه و بر اساس اهلیت و شایستگی و بدون تبعیض برخورد کنند و به این مردم اجازه دهند که در کنار دیگران در خدمت به وطن و در بازسازی و انکشاف وطن و توسعه فرهنگ و تجارت و اقتصاد سهم بگیرند.
۲٫ افراط گرایی زهر کشنده است چه از نگاه قومی و چه از نگاه مذهبی. من می خواهم امروز به صراحت اعلام کنم که: شیعه افغانی اعم از هزاره و غیر هزاره که افراطیت شیعی گری را تبلیغ کند و به مقدسات و باورهای مذهبی و فقهی اهل سنت توهین کند قبل از هر چیز و هر کسی دیگر، به شیعه افغانستان خیانت کرده است. شیعه و سنی دو مذهب فقهی اسلامی است که در همه اصول و فروع بیش از ده فی صد با هم اختلاف ندارند و در بیش از ۹۰ فی صد با هم مشترک هستند. صحابه و اهل بیت دو بازوی ستبر اسلام و پیامبر اسلام بودند و اگر در تاریخ کدام اختلافی بین صحابه بوده ما امروز آن را به تاریخ واگذار می کنیم. اختلافات تاریخی گذشته به تاریخ پیوسته و نباید باعث اختلافات امروز شود.
فقه حنفی فقه اعتدال و عقلانیت است و همچنین مکتب کلامی ماتریدیه که مکتب کلامی فرقه حنفی است، کلام عقلانی و بسیار نزدیک به مبانی کلامی امامیه است. فقه جعفری نیز از همین خصوصیت برخوردار است. فقه جعفری و حنفی در غیر بخش عبادات، در کنار کتاب و سنت، بیشترین تکیه را بر عرف و عقل دارند. اصول فقه شیعه و حنفی متکی بر عرف و عقل است. انا لانکفر احدا من اهل القبله یکی از نظریات بنیادی امام ابوحنیفه است. تندروان و افراطیون امروز هیچ ربطی و نسبتی با امام ابوحنیفه و فقه حنفی ندارند. این افراطیون به همان اندازه که با فقه شیعه فاصله دارند بیشتر از آن از فقه حنفی فاصله دارند. امام جعفر صادق و امام ابوحنیفه هر دو هم عصر بودند و باهم محاوره و گفتگوهای علمی داشتند و امام ابوحنیفه از دوستداران جدی اهل بیت بود و حتی از علویانی که علیه حکومت اموی و عباسی قیام می کردند طرفداری و حمایت می کرد و خود مدتی در زندان به سر برد و شکنجه شد.
بنا بر این هزاره و شیعه، امروز باید به اعتدال و میانه روی بیندیشد و منطق و عقلانیت و ارزش های مدرن روز را پیشه خود سازد. امروزه معارف و تحصیلات عالی و اقتصاد و تجارت حرف اول را می زند نه شعارهای تند اتنیکی و مذهبی. هزاره ها باید به تکنالوژی معاصر و دانش معاصر و ارزش های مدنی مسلح شوند و دیگر هرگز به اسلحه و جنگ و خشونت فکر نکنند و در هرات، شهر عرفان و تصوف و ادب و شهر مولانا جامی و خواجه عبدالله انصاری و امیر علی شیر نوایی و شهر دیانت و اعتدال و ایمانداری، علمای ما اعم از شیعه و سنی باید میانه روی را پیشه خود بسازند و با افراطیت مبارزه کنند و به مردم مسلمان بیاموزند که اسلام دین وسط است و آیین مهر و رحمت و انسانیت، نه دین سربریدن و مثله کردن و آتش زدن. در شهر هرات مدرسه غیاثیه و صادقیه و سایر مدارس دینی از علمای شیعه وسنی، مراکز تاریخی دینی و اخوت و وفاق و همگرای مردم هرات هستند. ما از علمای همه این مدارس مخصوصا از عالم بزرگ مولوی صاحب خدایداد رئیس مدرسه غیاثیه انتظار داریم که بیش از پیش نقش تاریخی خود را ایفا نمایند و مردم را به سوی برادری و همزیستی مسالمت آمیز رهبری کنند.
۳٫ هزاره امروز به وحدت درون قومی نیز ضرورت جدی دارد. بیایید خودزنی ها را متوقف کنید. هماهنگی سیاسی بین احزاب و جریان های سیاسی و فرهنگی و مدنی ما یک نیاز حیاتی است. ویروس خانمانسوز محل گرایی و منطقه گرایی شما را از اهداف اصلی دور ساخته و به بیراهه و بیهودگی می کشاند. سخن از دایزنگی و دایکندی و غزنی و جاغوری و بهسود هم خنده دار است و هم برای شما یک فاجعه است و یک خیانت به سرنوشت مردم. شما که ا دعای مدنیت و روشنفکری دارید و دیگران را متهم به قبیله گرایی و تفکر قبیله ای می کنید آیا خود این قدر خرد شده اید که از قبیله به سطح قریه تنزل می کنید؟ این رقابت پوچ و بی معنا سرنوشت سیاسی و اجتماعی شما را سیاه و تاریک خواهد ساخت. حزب گرایی افراطی و منطقه گرایی افراطی آفت بزرگی است که در همه میدان ها باعث شکست شما خواهد شد. هزاره ای را که شهید مزاری می خواست و خود را برای آن قربانی کرد، هزاره متحد و قدرتمند بود و هزاره بدون مرز منطقه ای و سمتی و حتی مذهبی. امروز هزاره های شیعه و سنی و اسماعیلیه باید در صف واحد در کنار هم بایستند و همگی هم با صف واحد در کنار دیگر اقوام کشور.
۴٫ در باره رابطه هزاره با حکومت باید بگویم که هزاره هیچگاه نباید خارج از حکومت و یا در تقابل با حکومت ها باشد. سال ها و بلکه قرن ها انزوا و مرکز گریزی را خود بر خود تحمیل کردیم و بر گرد خود حصار کشیدیم و یا بر ما تحمیل کردند و همان طور که هزاره جات در حصار طبیعی و جغرافیایی قرار دارد، ما از نگاه سیاسی و فرهنگی و اجتماعی هم خود را در حصار قرار دادیم. روشنفکربازی های شعاری و سطحی و انقلابی گری های تقلیدی و خیالی دیگر بس است. این نوع انقلابی گری ها جز این که برای ما دشمن ایجاد کند و ما را از دیگران جدا کند هیچ نتیجه ای دینی و دنیایی برای ما ندارد. حکومتداری و دولتداری و مشارکت در اداره و رهبری کشور عامل پیشرفت و رفاه و مدنیت و اقتدار است.
۵٫ در مورد رابطه هزاره با پارلمان باید گفت که مشارکت در انتخابات پارلمانی یک گام بزرگ برای بقا و مشارکت در رهبری کشور است اما باید کسی را انتخاب کنید که دولتداری بداند و تحصیلات و آگاهی سیاسی داشته باشد و بتواند در قانونگذاری و بودجه و امور مالی و پروژه ها و نظارت بر اعمال حکومت سهم بگیرد. پارلمان خانه ملت است و از قاطبه ملت نمایندگی می کند و از این رو وکیل شما باید بتواند برای افغانستان و برای کشور بیندیشد و خود را مسئول همه اتفاقات و رویدادهای کشور در سطح ملی و محلی بداند. وکیل شما باید بتواند با دیگر وکلای ملت تعامل مثبت و روحیه تفاهم و تعاون و همکاری ایجاد کند و نه تعامل منفی یا روحیه عناد و خصومت و دشمنی. وکیل شما باید مردمدار باشد و به منافع موکلین خود بیندیشد و نه به منافع شخصی و خانوادگی خود و قریه خود.
به امید افغانستان شکوفا و آباد
و به امید تحکیم هرچه بیشتر وحدت و همدلی مردم افغانستان
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *