وبسایت شخصی سرور دانش

معاون دوم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان

متن کامل بیانیه استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم عاشورای ۹۷

دشت برچی- مسجد رسول اکرم- ۲۹ سنبله ۱۳۹۷
…………..
﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
جلالت مآب رئیس جمهور، اعضای محترم کابینه و شورای ملی افغانستان، علما، استادان، جوانان، عزاداران عاشورای حسینی، خانواده های معظم شهدا و حضار گرامی! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا فرا رسیدن سالروز عاشورای حسینی را به همه مسلمانان و شما حضار گرامی و به همه آزادگان جهان تسلیت می گویم و به روان پاک شهدای کربلا و شهدای نیروهای دفاعی و امنیتی کشور و شهدای حوادث اخیر در کابل و ننگرهار و سایر ولایات درود می فرستم و با اغتنام از فرصت و با اجازه جلالت مآب رئیس جمهور و شما مردم متدین و عاشق مکتب اهل بیت پیامبر، چند مطلب را به صورت بسیار کوتاه و فشرده در رابطه به دلایل و عوامل نهضت تاریخی امام حسین با شما بزرگوران در میان می گذارم.
در میان همه بحث های عمیق و تحلیل هایی که در مورد فلسفه قیام عاشورا و شهادت امام حسین و یارانش صورت گرفته است، به نظرم در مورد وضعیت آن روز حکومتداری جامعه اسلامی، دو عنصر بسیار مهم و برجسته سیاسی و اجتماعی وجود دارد که بیشتر از هر چیزی دیگر، باعث شد امام حسین به عنوان انجام امر به معروف و نهی از منکر و به منظور اصلاح در امت جدش پیامبر، در برابر وضعیت موجود بایستد و تسلیم حاکمیت وقت نشود.
اولین عنصر به نظام سیاسی آن زمان و نحوه تعیین زمامدار ارتباط دارد. بعد از درگذشت پیامبر اسلام رویه سیاسی ای که از سوی اکثریت اصحاب و یاران پیامبر و مسلمانان آن زمان در مورد تعیین زمامدار در پیش گرفته شد، استفاده از شیوه بیعت و اصل مهم شورا بود. در زمان حیات پیامبر اسلام هم برای ابراز تعهد سیاسی مردم به حکومت پیامبر، از بیعت استفاده می شد و در متن قرآن هم بر اصل شورا و مشوره تأکید به عمل آمد و بر همین اساس بعد از رحلت پیامبر هم در تداوم نظام سیاسی، هر چهار خلیفه پیامبر یعنی ابوبکر و عمر و عثمان و علی همگی با همین شیوه انتخاب شدند و امام علی(ع) با این که از دید پیروانش شایسته تر از همه برای خلافت بود، در عمل به شورا و بیعت متعهد و پایبند بود و در طول دوره ۲۵ ساله خلافت خلیفه اول و دوم و سوم، به خاطر حفظ وحدت مسلمین و احترام به مصالح و منافع عمومی با خلفا به عنوان یک مشاور دلسوز همکاری داشت و هیچگاه خود را به اصطلاح امروز، اپوزیسیون تلقی نکرد و به تضعیف و تخریب حکومت نپرداخت. ما در همه سخنانی که از امام علی نقل شده و بخش عمده آن در کتاب نهج البلاغه جمع آوری شده، هیچ سخنی را در مذمت و یا مخالفت خلفای پیامبر پیدا نمی توانیم و تنها در یکی از خطبه های نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقیه از وضعیت سیاسی آن ۲۵ سال و نامهربانی هایی که در حقش شده بود، شکوه و گلایه کرده است، اما در همین خطبه هم در مورد خلافت خود بعد از کشته شدن خلیفه سوم، بر بیعت و رضایت مردم تأکید می کند و می گوید: «جمعیت مردم آنچنان مرا احاطه کردند که نزدیک بود حسن و حسین زیر پا شوند و ردای من از دو طرف پاره شد و مردم چون گله های انبوه گوسفند مرا در میان گرفتند». بعد می فرماید: «سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می ساختم و آخر خلافت را به کاسه اولش سیراب می کردم، آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است».
بدین ترتیب در می یابیم که در طول نزدیک به نیم قرن بعد از پیامبر، شیوه تعیین زمامدار در جامعه اسلامی، در عمل و جدا از بحث های نظری و کلامی، مبتنی بر بیعت و شورا بوده است. در آن زمان چیزی به نام انتخابات امروز عملی نبود ولی بیعت بر اساس وضعیت آن زمان بهترین روش تمثیل دموکراسی و کسب رضایت مردم بود و سیره عملی خلفای راشدین در تعامل با مردم هم رضایت مردم بود و بارها خلفا بر این نکته تأکید می کردند و به صراحت از مردم می خواستند که اگر ما کج رفتیم شما ما را راست کنید و این نشان دهنده سالم ترین و مردمی ترین شیوه حکومتداری است. اما این روش از زمان حکومت معاویه و مخصوصا حکومت یزید به انحراف کشیده شد. معاویه نظام سیاسی را هم موروثی ساخت و هم استبدادی. یزید را ولی عهد تعیین کرد و قدرت و سیاست و اقتصاد را انحصاری ساخت و به هیچ کسی اجازه نمی داد که سر بلند کند و با حکومت به مخالفت بپردازد. زمانی که یزید به شیوه ارثی به قدرت رسید، استبداد و خشونت را بیشتر ساخت و دستور داد که از شخصیت های آن روز جهان اسلام به شمول امام حسین به زور هم که شده بیعت بگیرند و گر نه باید گردن زده شوند. امام حسین که نواده پیامبر و تربیت یافته دامن علی و فاطمه بود و ۴۰ سال دوره خلفای راشدین و نحوه زمامداری آنان را از نزدیک تجربه کرده بود، نمی توانست ساکت بماند و در برابر این وضعیت اعتراض نکند و یا تسلیم شود و به شخص نالایق و ستمگری مثل یزید بیعت کند.
دومین عنصری که جنبه اجتماعی و سیاسی و دینی دارد، اصل ارزشمندی است که اساس تمام ارزش های دیگر است و اسلام و نهضت پیامبر اسلام افتخار بنیانگذاری آن را داشت و این اصل هنوز در دنیای مدرن امروز نیز جزء آرمان های بشریت است و هنوز هم این آرمان آنچنان که باید در جامعه بشری تطبیق نشده است. این اصل ارزشمند عبارت است از برابری همه انسان ها قطع نظر از همه تعلقات نژادی و قومی و زبانی و مذهبی و موقعیت های اجتماعی و اقتصادی آنان. پیامبر اسلام دین و فرهنگی را بنیان گذاشت که همه انسان ها را برابر می دانست و بین سیاه و سفید و عرب و عجم و مولا و برده و سرمایه دار و فقیر نه تنها هیچ تبعیضی قایل نبود بلکه همه آنان را مانند دندانه های شانه برابر و دارای حقوق و تکالیف مساوی معرفی می کرد. این اصل ارزشمند در زمان حکومت بین امیه به طاق نسیان گذاشته شد و جامعه توحیدی و مبتنی بر برابری انسان ها دو باره به سمت شرک و تبعیض و نابرابری سوق داده شد. عرب از عجم برتر دانسته شد و از میان عرب هم قریش و از میان قریش هم تیره بنی امیه بر همه برتری یافت و تمام امتیازات سیاسی و مادی و اقتصادی تنها در اختیار یک طایفه قرار گرفت.
بدین ترتیب تمام ارزش ها و نورم های سیاسی و حقوقی و فکری ای که اسلام بنیان گذاشته بود، در حکومت بنی امیه مخصوصا با حاکمیت یزید در معرض نابودی قرار گرفته بود و اگر امام حسین هم تسلیم این وضعیت می شد و با یزید بیعت می کرد، همه چیز پایان می یافت و تمام فداکاری ها و تلاش هایی که در طول نیم قرن انجام شده بود به هدر می رفت. از سوی دیگر امام حسین با این که طرفدار اصلاحات بود اما جنگ طلب نبود و جنگ را آغاز هم نکرد. جنگ کربلا بر او تحمیل شد. امام حسین حتی در روزهای قبل از عاشورا با ابن سعد مذاکره کرد. عمر سعد پس از این مذاکرات به ابن زیاد در کوفه نوشت: از حسین پرسیدم چرا به این جا آمده ای؟ گفت: مردم این شهر از من دعوت کردند که نزد آنان بیایم. حالا اگر شما نمی خواهید برمی گردم به مکه یا سرزمینی غیر از حجاز و عراق. ابن زیاد گفت: حالا که در چنگال ما افتاده، می خواهد خود را خلاص کند ولی چنین چیزی ممکن نیست. او به ابن سعد دوباره نوشت که: کار را بر حسین سخت بگیر و آب را به روی او و یارانش ببند مگر این که حاضر شوند که با شخص من به نام یزید بیعت کنند.
حضار گرامی! جلالت مآب رئیس جمهور!
ما امروز در افغانستان تلاش داریم در همان مسیری حرکت کنیم که مکتب اسلام و اهل بیت پیامبر و امام حسین می خواست. ما می خواهیم نظام سیاسی افغانستان بر همان مبانی ای استوار باشد که امام حسین بر آن تأکید داشت. ما می خواهیم که نظام سیاسی کشور اولا متکی بر رضا و قناعت مردم و برخاسته از رأی و اراده مردم یعنی انتخابات و ثانیا مبتنی بر حقوق برابر شهروندی و برابری تمام اقوام و قبایل کشور باشد و هیچ شخصی و هیچ قومی بر دیگری برتری نداشته باشد. یک حکومت پاسخگو و مسئول هرگز نمی تواند انحصاری عمل کند و یا بین شهروندان خود از نگاه قومی و زبانی و مذهبی تبعیض قایل شود. حکومت وحدت ملی تلاش دارد انتخابات شفاف و عادلانه را در تمام سطوح پارلمانی و ریاست جمهوری برگزار نماید تا حکومت مبتنی بر اراده مردم شکل گیرد و نه حکومت موروثی و یا استبدادی و مطلقه. همچنین این حکومت امروز به همه اقوام و زبان ها و مذاهب کشور تعلق دارد و خود را در مقابل تمام مردم افغانستان پاسخگو می داند. رئیس جمهور افغانستان رئیس جمهور همه مردم افغانستان و رئیس جمهور همه اقوام کشور و رئیس جمهور تمام ۳۴ ولایت افغانستان است و من به عنوان معاون رئیس جمهور به همان اندازه که خود را از نگاه اتنیکی و مذهبی متعلق به مردم هزاره و شیعه می دانم، به همان اندازه و بلکه بیشتر از آن به همه افغانستان عشق می ورزم و به همه اقوام افغانستان احترام قایل هستم و همه ما در حکومت زیر نظر رئیس جمهور و با هدایت ایشان برای تأمین عدالت و حاکمیت قانون و ساختن یک افغانستان آباد و مرفه و با ثبات تلاش می کنیم.
جلالت مآب رئیس جمهور!
از جناب شما تشکر می کنم که در مجلس عزاداری امام حسین شرکت می کنید. من از طرف خود و از طرف عزاداران حسینی مقدم شما را گرامی می دارم. شما با این عمل خود نشان می دهید که حکومت افغانستان حکومت شیعه و سنی و شما رئیس جمهور شیعه و سنی افغانستان هستید و به همان اندازه که به مذهب حنفی تعلق دارید، بیشتر از آن به مذهب جعفری و پیروان فقه جعفری احترام دارید. همچنین تشکر می کنم که امسال در روز عاشورا در یکی از مساجد دشت برچی کابل تشریف آورده اید. حضور شما در برچی نشانه همدردی شما با مردم غرب کابل است؛ مردمی که در این اواخر تحت شدیدترین حملات ناجوانمردانه تروریستان قرار داشته اند و تا کنون صدها جوان رعنا و تحصیل یافته خود را در این حملات از دست داده اند. من در این چند روز اخیر از نزدیک شاهد بودم که چندین جلسه اختصاصی امنیتی را در خصوص وضعیت غرب کابل تشکیل دادید و چندین جلسه مشورتی دیگر را با گروه ها و اقشار مختلف مردم غرب کابل دایر کردید تا از نزدیک به سخنان و شکایات و حتی اعتراضات آنان گوش دهید و نظریات و پیشنهادات آنان را بشنوید. امیدوارم این تلاش ها به ثمر بنشیند و روزی فرا رسد که مردم افغانستان بدون ترس و هراس، به امنیت پایدار و رفاه و آسایش دست یابند.
مردم برچی هرچند از نگاه اقتصادی مردم فقیر اما از نگاه معنوی مردم با ایمان، صبور، زحمتکش، وفادار به منافع ملی، عاشق علم و معرفت، حامی قانون اساسی و ارزش های مدنی، طرفدار ثبات سیاسی و یک همکار صادق برای حکومت هستند. من از شما جناب رئیس جمهور توقع دارم که نه تنها به نیروهای امنیتی بلکه به سایر ادارات خدمات عامه کشور نیز هدایت قاطع دهید که به سایر مشکلات زیربنایی و انکشافی این منطقه نیز توجه جدی صورت گیرد.
با درود به روان پاک شهدای کربلا و شهدای مظلوم افغانستان و با تشکر از توجه شما.
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *