وبسایت شخصی سرور دانش

معاون دوم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان

متن کامل بیانیه استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم معرفی معین سیاسی وزارت امور خارجه

(کابل- وزارت امور خارجه- ۵ عقرب ۱۳۹۷)
………….
﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
برادر گرامی صلاح الدین ربانی سرپرست وزارت امور خارجه، اعضای محترم کابینه، مشاورین مقام ریاست جمهوری، برادر گرامی ادریس زمان معین سیاسی وزارت امور خارجه، رؤسا و کارمندان وزارت امور خارجه، حضار گرامی، مهمانان عالیقدر، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا تقرر برادر گرامی جناب آقای ادریس زمان را به عنوان معین سیاسی وزارت امور خارجه به خود ایشان و همه منسوبین وزارت امور خارجه تبریک می گویم. آقای زمان جوان تحصیل کرده، روشنفکر، آشنا با مسایل جهانی و جامعه بین المللی هستند. توفیقات مزید ایشان را در انجام این وظیفه خطیر و مهم آرزو می کنم. همچنین لازم می بینم از خدمات و تلاش های شایسته برادر گرانقدر ما آقای حکمت کرزی تشکر کنم. آقای کرزی از شخصیت ها و کدرهای سیاسی وطن ما هستند که در طول مدت نزدیک به چهار سال به عنوان معین سیاسی این وزارت خدمات ارزشمندی انجام دادند.
امروز خوشبختانه انتخابات پارلمانی در ولایت قندهار با یک هفته تأخیر در حال برگزاری است. به روان پاک شادروان شهید عبدالرازق قومندان امنیه ولایت قندهار و سایر شهدای کشور درود می فرستم و امیدوارم انتخابات قندهار با موفقیت و به دور از چالش ها و کاستی ها به پایان برسد تا در آینده نزدیک پارلمان جدید افغانستان آغاز به کار نماید.
حضار گرامی!
امروز بسیار مفتخرم که با استفاده از فرصت و در حضور شما کدرهای ورزیده دیپلماتیک کشور چند نکته کوتاهی را در باره اهمیت دیپلماسی و ضرورت ها و نیازهای عرصه مناسبات و روابط بین المللی افغانستان با شما بزرگوران مطرح می کنم. امروزه در همه کشورهای جهان اهمیت دستگاه دیپلماسی و وزارت امور خارجه برای هیچ کسی پوشیده نیست. دنیا در شرایط حاضر نه تنها از نگاه ارتباطات و اطلاعات بلکه از هر جهت تبدیل به یک دهکده جهانی شده و منافع مشترک و تهدیدات مشترک، باعث شده که کشورها تنظیم روابط خارجی یا بین المللی خود را در اولویت سیاست گذاری ها و پالیسی سازی های خود قرار دهند. از سوی دیگر دستگاه دیپلماسی اعم از بخش دیپلماتیک و بخش کنسولی آن، تنها نهاد تنظیم کننده روابط بین کشورها و یک دریچه مهم برای شناخت یک کشور از بیرون و به بیرون است. یعنی یک کشور از همین دریچه می تواند به بیرون بنگرد و جهان را بشناسد و هم از همین دریچه، دنیا می تواند به این کشور بنگرد و آن را آنچنان که هست بشناسد. از سوی دیگر دیپلماسی تنها ابزار قانونی دفاع از منافع کشورها در عرصه بین المللی از جنبه های مختلف سیاسی، امنیتی، فرهنگی، اقتصادی و تجارتی است و حتی گفته شده که این دیپلماسی است که هم صلح و روابط صلح آمیز بین کشورها و هم جنگ و روابط غیر مسالمت آمیز بین کشور ها را رهبری می کند.
به همین جهت از نگاه تاریخی روابط دیپلماتیک و کنسولی بین کشورها تاریخ پرپیشینه داشته و اعزام و پذیرش سفیران به عنوان یک وسیله مذاکره در درازنای تاریخ بین جوامع بشری از دوره باستان گرفته تا به امروز رواج داشته است. در دوره باستان و قرون وسطی تا قرن ۱۵ دیپلماسی شکل و حالت موقت داشت و به عنوان یک پدیده عارضی و استثنایی شناخته می‌شد و از آغاز قرن ۱۵ به بعد حالت دایمی پیدا کرد و از سال ۱۶۴۸ که معاهدات معروف وستفالیا بعد از سی سال جنگ های مذهبی در اروپا امضا شد، حقوق بین الملل و روابط بین الملل به معنای مدرن خود ظهور کرد و بعدتر از سالهای انقلاب فرانسه به بعد دنیا به این فکر افتاد که در مورد حقوق و امتیازات دیپلمات‌ها، نیز باید نظام واحد و یکسان وضع گردد.
دیپلماسی به همین معنای خود حتی در دوره یونان و روم باستان شناخته شده بوده است اما در دوره اسلام برای اولین بار به عنوان وسیله نشر دعوت از آن استفاده شد زیرا پیامبر اسلام «فرستادگان» خود را به عنوان دعوتگر به اسلام به سوی سلاطین و زمامداران گسیل داشت و سپس خلفای راشدین نیز از این روش استفاده کردند. همچنین از دوره پیامبر اسلام، اصل مصونیت دیپلماتیک نیز پذیرفته شد. دیپلماسی در دوره صدر اسلام، یک تاریخ بسیار مترقی دارد، چه از نگاه شرایط معتبر در فرستاده و سفیر و چه از نگاه وظایف او و یا مسأله مصونیت. نخستین سفیر پیامبر گرامی اسلام(ص) فردی غیر مسلمان به نام عمرو بن امیه الضمری بود. تعدادی از مسلمانان به دستور پیامبر برای حفظ جان و ایمان خود به کشور حبشه پناهنده شده بودند، قریشیان کوشیدند آنان را به مکه برگردانند. پیامبر اکرم(ص) در سال دوم هجری عمرو را نزد نجاشی پادشاه حبشه فرستاد تا با مذاکره و اطلاع رسانی دقیق، توطئه قریشیان را در باره برگرداندن پناهندگان مسلمان خنثی کند. برخی از مؤرخان تعداد نامه‌های پیامبر(ص) به سران قبایل و رؤسای ادیان و دولت‌ها را بیش از ۳۰۰ مورد ذکر کرده‌اند. رسول خدا در آغاز سال هفتم هجری تنها در یک روز شش نامه به کشورهای بزرگ جهان از جمله ایران و روم فرستاد.
در عصر حکومت پیامبر(ص) پذیرش سفیران با آداب و تشریفات خاص صورت می‌گرفت. آن حضرت سفیران خارجی را در مسجد بزرگ مدینه و در جایی که معروف به «اسطوانه الوفود» (ستون سفیران) بوده و هنوز هم باقی است به حضور می‌پذیرفت. مؤرخان تعداد ۷۱ نمونه از وفود و هیأت‌های نمایندگی را که در دوران رسالت اتفاق افتاده نام برده و چگونگی مذاکرات و اهداف آن‌ها را بیان کرده‌اند. پیامبر اسلام و هیأت همراه در مراسم پذیرش سفیران از آنان به طور رسمی استقبال می‌کردند. دار الضیفان (مهمان سرا) مخصوص پذیرایی سفیران وجود داشت و با سفیران با توجه به موقعیت شخصی و مقام اعزام کننده آن‌ها رفتار می‌شد و تبادل هدایا امری رایج بوده است.
اما با همه این تاریخ پرپیشینه روابط دیپلماتیک از قرن ۱۹ به بعد به سمت قانونمند شدن پیش رفت و در نیمه دوم قرن بیستم و مخصوصا در دهه ۱۹۶۰ این تلاش ها به ثمر نشست و با تشکیل کنفرانس‌های ویانا، چهار کنوانسیون به تصویب رسید که حقوق دیپلماتیک را وارد عرصه نوی ساخت. این چهار کنوانسیون عبارتند از:
۱٫ کنوانسیون ویانا در باره روابط دیپلماتیک که در ۱۸ اپریل ۱۹۶۱ در ۵۳ به تصویب رسید.
۲٫ کنوانسیون ویانا در باره روابط کنسولی که در سال ۱۹۶۳ در ۷۹ ماده و دو پروتوکول ضمیمه به تصویب رسید.
۳٫ کنوانسیون ویانا در باره مأموریت های مخصوص در ۵۵ ماده و یک پروتوکول ضمیمه به تصویب رسید.
۴٫ کنوانسیون ویانا در باره نمایندگی های دولت ها در روابط شان با سازمان های بین المللی جهانی به امضا رسید.
البته اکنون در تنظیم روابط بین المللی اسناد زیاد دیگری نیز مورد استفاده می باشد، مانند منشور ملل متحد، معاهدات بین المللی، توافقنامه های دو و چند جانبه، ولی در زمینه قواعد و اصول حاکم بر روابط دیپلماتیک و کنسولی این چهار کنوانسیون منبع اصلی شمرده می شود و هر کشوری مخصوصا وزارت های امور خارجه این چهار کنوانسیون را به عنوان چارچوب اصلی فعالیت های خود می شناسند.
در چارچوب همین چهار کنوانسیون، هیأت دیپلماتیک در کشور پذیرنده وظایف بسیار مهمی بر دوش دارد که بر اساس ماده ۳ کنوانسیون ویانا مهم‌ترین آن‌ها به ترتیب ذیل می‌باشد:
اول- نمایندگی از دولت فرستنده نزد دولت پذیرنده.
دوم- حفظ منافع دولت فرستنده نزد دولت پذیرنده و حمایت از منافع و حقوق شهروندان کشور خود در دولت پذیرنده.
سوم- مذاکره با دولت پذیرنده به منظور جلب توجه و اخذ توافق آن در مسایل مورد نظر.
چهارم- اطلاع از اوضاع و احوال کشور پذیرنده: مأمور دیپلماتیک چشم بیدار کشورش در کشور پذیرنده می‌باشد و همیشه باید محتاط و بیدار باشد و با مهارت و آگاهی و هوشیاری عمل کند و ببیند که در اطرافش چه می‌گذرد تا کشورش را در جریان کامل اوضاع داخلی آن کشور قرار دهد.
پنجم- توسعه روابط دوستانه بین دو دولت: این مسئولیت خطیر علت و فلسفه وجودی روابط را تشکیل می‌دهد. زیرا مأمور دیپلماتیک نباید در راه توسعه و بهتر ساختن روابط دو کشور در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی، هیچ فرصتی را از دست دهد. معیار کامیابی دیپلماسی این است که قادر باشد هر شایبه منفی را از سر راه خود در روابط بین دو کشور دور گرداند و این روابط را به راه درست و ثمربخش هدایت نماید.
حضار گرامی!
افغانستان به عنوان کشوری که دارای پیشینه درخشان تمدنی و فرهنگی در منطقه بوده و از یک موقعیت مهم ژئوپولیتیک و ژئو استراتژیکی برخوردار است، از دیر زمان با امپراطوری ها و دولت های بزرگ منطقه و جهان مناسبات سیاسی و روابط دیپلماتیک داشته و سفرای جانبین در رفت و آمد بوده اند. اما بدون شک ربع اول قرن بیست و از روزهای استرداد استقلال کشور در زمان امیر امان الله خان، افغانستان وارد عرصه نوین سیاسی خود شد هم از نگاه تحولات و اصلاحات داخلی و هم از نگاه فعالیت های بین المللی و مناسبات دیپلماتیک. بخش عمده تأسیس روابط دیپلماتیک بین افغانستان و جهان مخصوصا با دنیای غرب به همین دوره بر می گردد. افغانستان در ۱۹ نوامبر ۱۹۴۶ به حیث پنجاه و دومین کشور، عضو سازمان ملل متحد شده است یعنی بعد از ۵۱ کشور مؤسس اصلی سازمان ملل متحد در کنفرانس سان فرانسیسکو، افغانستان اولین کشوری است که به عضویت این سازمان در می آید و از آن تاریخ به بعد افغانستان یک عضو فعال و مورد توجه دنیا در سازمان ملل متحد و سایر سازمان های بین المللی و منطقوی بوده است.
البته موقعیت استراتژیک افغانستان در کنار منافع و سودهایی که برای کشور ما داشته و دارد، در مقطع های زیادی از تاریخ زیان هایی را هم بر ما تحمیل کرده است. کشورهای قدرتمند دور و نزدیک همواره چشم طمع به این کشور داشته و تسلط داشتن بر افغانستان را کلید رسیدن به منافع استراتژیک خود در منطقه می پنداشتند. جنگ های بزرگی در مقطع های گوناگون اتفاق افتاده مانند جنگ های افغان و انگلیس و اشغال کشور توسط شوروی و جنگ های تحمیلی چند دهه اخیر که همگی ریشه در همین مسأله دارد و از همین جا روشن می گردد که دستگاه دیپلماسی برای ما چه اهمیتی باید داشته باشد. ما در این منازعات و بازی های کلان جهانی و منطقوی به یک دستگاه قدرتمند دیپلماتیک نیاز داریم تا از منافع و مصالح کشور ما در جنگ و صلح دفاع کند.
امروز ما خوشبختانه از نظام مبتنی بر قانون اساسی برخوردار هستیم. در قانون اساسی ما چارچوب سیاست خارجی ما هم تعریف شده است. در ماده ۷ قانون اساسی دولت مکلف شده به رعایت منشور ملل متحد، معاهدات بین الدول، میثاق های بین المللی که افغانستان به آن ملحق شده است و اعلامیه جهانی حقوق بشر و جلوگیری از هر نوع اعمال تروریستی و همچنین در ماده ۸ از هفت اصل به عنوان اصول و مبنای تنظیم سیاست خارجی کشور یاد شده است که عبارتند از: حفظ استقلال، منافع ملی، تمامیت ارضی، عدم مداخله، حسن همجواری، احترام متقابل و تساوی حقوق.
حضار گرامی!
در کنار تعهدات بین المللی و اصولی که در قانون اساسی به عنوان مبنای سیاست خارجی کشور در نظر گرفته شده، امروزه و مخصوصا در شرایط حاضر، چند مسأله محوری دیگری نیز وجود دارد که در تنظیم روابط خارجی ما تعیین کننده است: اول وضعیت جنگ و ناامنی و بی ثباتی ناشی از آن و دوم وضعیت نامطلوب اقتصادی کشور از نگاه فقر و بی کاری و سرمایه گذاری های اقتصادی و مبادلات تجارتی که هر دو مسأله از فاکتورهای اصلی و مهم در تنظیم روابط خارجی ما است و باید دستگاه دیپلماتیک ما از هر مناسبتی در جهت ختم ناامنی و جنگ و ثبات سیاسی و رشد اقتصادی و ارتقای معیشت و وضعیت زندگی مردم استفاده کنند و این دو مسأله می تواند دو محک اصلی در تشخیص دوست و دشمن و تنظیم روابط دوستانه با جامعه بین المللی محسوب شود.
مسأله سوم نحوه همکاری ها با کشورهای دیگر است. امروز دنیا همان طور که گفته شد تبدیل به یک دهکده ای شده است که منافع و زیان های همه اعضای این دهکده به طرز پیچیده ای در هم تنیده و به همدیگر گره خورده است و اگر واقع بینانه فکر شود حتی امنیت ملی کشورها نیز وابسته به همدیگر است و اگر کشوری بخواهد امنیت ملی خود را تنها با نگاه به منافع خود در نظر بگیرد و امنیت ملی دیگران را نادیده بینگارد، هرگز به هدف یعنی تأمین امنیت ملی خود هم دست نمی یابد و از جنبه دیگر افغانستان از نگاه جغرافیایی در منطقه ای قرار گرفته که می تواند نقش یک چهار راه را بازی کند و به همین جهت ثبات و رفاه همه کشورهای منطقه به ثبات و رفاه افغانستان گره خورده است. از این جهت نحوه هماهنگ ساختن همکاری های منطقوی و بین المللی افغانستان از یکسو و در نظر گرفتن توازن بین منافع مشروع همه کشورهای دور و نزدیک از سوی دیگر نیاز به مهارت و ظرفیت بالای دیپلماتیک ما دارد. امروز افغانستان در سازمان های منطقوی مانند سارک، ایکو، شانگهای و ساختارهای دیگر منطقوی عضویت و فعالیت دارد و همچنین بعد از رویداد ۱۱ سپتامبر افغانستان با جامعه بین المللی و در رأس آمریکا و اروپا و سازمان های مهم بین المللی مانند سازمان ملل متحد پیوند بسیار نزدیک پیدا کرده است.
در این رابطه پنج حلقه ای که در تعریف جلالت مآب رئیس جمهور از سیاست خارجی مطرح گردیده یک چارچوب بسیار مناسب برای تنظیم اولویت ها و شیوه همکاری ها است. این پنج حلقه عبارتند از: حلقه اول کشورهای همسایه؛ حلقه دوم کشورهای اسلامی؛ حلقه سوم اروپا، آمریکا، کانادا و جاپان؛ حلقه چهارم کشورهای آسیایی و حلقه پنجم نهادهای بزرگ بین المللی.
حضار گرامی!
دستگاه دیپلماسی ما و به طور مشخص وزارت محترم امور خارجه در طول سالیان گذشته علی رغم پاره ای از کاستی ها و همچنین چالش ها و موانع، در همه این حلقه ها و عرصه ها دستاوردهای بسیار مهم و قابل توجه داشته است که در این رابطه از همه دیپلمات های پرتلاش وزارت امور خارجه و از وزرای پیشین و مخصوصا برادر ما آقای ربانی تشکر می کنم. اما با توجه به شرایط نسبتا مناسب بین المللی انتظار ملت بزرگ افغانستان بیشتر از آن چیزی است که تا کنون انجام شده است. ما در وزارت خارجه خود باید به سه عنصر کلیدی بیشتر توجه کنیم:
۱٫ انسجام درونی در سطح ملی و در سطح حکومت، وفاداری همه جانبه به منافع ملی و پرهیز از جناح بندی های سیاسی در فعالیت های دیپلماتیک؛
۲٫ اصلاحات گسترده و تقویه دانش مسلکی و تجربه عملی در میان کدرهای وزارت امور خارجه و داشتن هوش، مهارت و زبان نیرومند دیپلماتیک؛
۳٫ تقویت عرصه پژوهش و تحقیقات علمی و جمع آوری اطلاعات دقیق در تمام عرصه های مورد نیاز.
در این رابطه تقویت مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه یکی از اولویت های اساسی وزارت است. جمعی از دوستان دانشمند و فرهیخته در این چند سال در این مرکز، تألیفات و تحقیقات ارزشمندی ارائه کرده اند. امیدوارم این دوستان همت بیشتری کنند و با حمایت و پشتیبانی رهبری وزارت امور خارجه، این مرکز را به سطح مراکز مشابه در جهان ارتقا ببخشند.
در پایان یک بار دیگر تقرر برادر گرامی ما آقای ادریس زمان را به سمت مهم، ارزشمند و خطیر معینیت سیاسی وزارت امور خارجه تبریک می گویم و امیدوارم با تلاش های ایشان و با هماهنگی و همدلی یاران و همکاران ایشان و با رهبری مدبرانه وزیر امور خارجه، کشتی دیپلماسی کشور از میان امواج سهمگین و متلاطم زمانه، به سلامت عبور کند و کشور و ملت بزرگ ما را در جایگاه شایسته بین المللی شان قرار دهد.
تشکر از توجه شما.
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *