موجود آزاد و انتخابگر

 

به نام خداوند دانا، توانا و دادگر

یکی از اسرار حیرت انگیز آفرینش انسان، انتخابگر و آزاد بودن این موجود است. این خصلت را خداوند در نهاد و فطرت او نهاده است. آزادی در انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن، اشتراک در رأی‌گیری و شرکت در مبارزات سیاسی، جلوه‌ای از همین خصلت فطری است. اما آزادی از زاویه‌ي حقوقی و فلسفی در واقع اساس آزادی سیاسی است. آزادی فلسفی به معنای این است که انسان در خلقت و طبیعت خود آزاد آفریده شده و از خصوصیت مختاربودن و انتخاب‌کردن، برخوردار بوده و در سرشت او اجبار و اکراه، وجود ندارد و چون انسان از نگاه فلسفی چنین است، از نظر حقوقی نیز آزادی به حیث یک «حق» برای او مطرح است. از همین رو در تعریف آزادی از نگاه حقوقی گفته شده است:

«آزادی، عبارت از حقی است که به‌موجب آن، افراد بتوانند استعدادها و توانایی‌های طبیعی و خدادادی خود را به کار اندازند، مشروط بر آن‌که آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند.»

آزادی با این معنی که ذکر شد، حداقل داراي سه عنصر است:

نخست، از آنجا که آزادی از حقوق اساسی انسان است، دولت و حکومت حق ندارد این حق را از او سلب کند یا برای آن محدودیت ایجاد كند.

دوم، حکومت مکلفیت دارد که برای افراد، زمینه‌ي استفاده از این حق را فراهم نماید. یعنی دولت، اگر حق مداخله داشته باشد، باید در جهت فراهم‌کردن زمینه‌ي استفاده‌ي بهینه از این حق باشد، نه در جهت محدودكردن یا سلب این حق.

سوم، این حق فقط یک محدویت دارد و آن عبارت است از حق دیگران درباره‌ي آزادی؛ چون حق‌و‌تکلیف دو روی یک‌سکه است و اگر ما از حق آزادی برخوردار هستیم، این مکلفیت را هم داریم که حق دیگران و حق جامعه را نیز باید رعایت کنیم و اگر ما از آزادی به‌گونه‌ای استفاده کنیم که آزادی دیگران و حقوق آنان آسیب ببیند، دولت مسئولیت دارد که در چنین موردی، آزادی ما را در چوکات قانون، محدود كند.

 با توجه به عنصر سوم، آزادی هرگز به معنای هرج و مرج یا لجام‌گسیختگی نیست و هرگز نمي‌توان به بهانه‌ي استفاده از حق آزادی به حقوق دیگران تجاوز یا به افراد توهین كرد یا امنیت، نظم، صحت و اخلاق عامه و حقوق اساسی و آزادی‌های عمومي‌ دیگران را نادیده گرفت.

از اين رو، در ماده‌ي 24 قانون اساسی آمده است:

«آزادی، حق طبیعی انسان است. این حق، جز آزادی دیگران و مصالح عامه که توسط قانون تنظیم مي‌گردد، حدودی ندارد. آزادی و کرامت انسان از تعرض مصون است. دولت به احترام و حمایت آزادی و کرامت انسان مکلف مي‌باشد.»

در افغانستان حکومتی باید داشته باشیم که از حق آزادی با هر سه عنصر آن به خوبی حمایت و دفاع کند. زیرا این حق، اساس و بنیاد سایر حقوق بشری است و در حقیقت با جوهر انسان پیوند دارد و بدون آن، انسان هویت انسانی خود را از دست می‌دهد و به یک ابزار بی‌اختیار تبدیل می‌شود و تا در افغانستان از این حق به خوبی و شایستگی پاسداری نشود، هیچ حق دیگری برای شهروند افغانی تأمین نخواهد شد. حاکمیت استبداد و بی‌عدالتی، در هر جامعه‌ای، تحت هر نام و عنوانی که باشد، فرصت نفس کشیدن را از انسان‌ها سلب می‌کند و زندگی را برای مردمان آن تلخ می‌گرداند.

ما در تیم تداوم و تحول، حمایت از این حق بشری شهروندان؛ یعنی حمایت از آزادی را در سرلوحه اهداف و  برنامه‌ها و در رأس وظایف خود می‌دانیم. زیرا آزادی همان آرمان گمشده‎ای بوده که مردم ما در طول سالیان متمادی آرزوی آن را داشته و در راه آن قربانیان بی‌شماری را تقدیم کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>