اعتدال و عقلانیت

به نام خداوند دانا، توانا و دادگر

انسان‌ها و گروه‌های انسانی در منش، بینش و روش خود به دو دسته تقسیم می‌شوند:

الف- دسته‌ای که از نگاه فلسفی در اندیشه خود، جزم‌گرا است و تنها تفکر و عقیده خود را حق مطلق و عاری از هر نوع خطا و لغزش می‌پندارد. این دسته در عمل نیز افراطی است و تندرو؛ به گونه‌ای که هیچ نظر و عمل مخالفی را-صرفاً به دلیل مخالف بودن- برنمی‌تابد و این افراطیت را تا آنجا امتداد می‌دهد که حاضر است با هر مخالفی به نبرد و هماوردی برخیزد و حتی سر از تن او جدا سازد. این طایفه در اخلاقیات هم اعتدال نداشته و با مهر و رحمت هم فاصله زیاد دارد. در میدان سیاست نیز بیش از دو جبهه دوست یا دشمن نمی‌شناسد و هر کسی را یا با خود و دوست خود  و یا علیه خود و دشمن خود می‌داند. در عرصه فرهنگ و اجتماع هم تعصب و یکجانبه نگری جزء خوی و خصلت این گروه است؛ به گونه‌ای که حتی در پیوندهای خونی، نژادی و زبانی نیز یک نوع تقدس، حقانیت و مشروعیت و در نهایت برتری و تبعیض را جستجو می‌کند.

ب- گروهی که به تعبیر قرآن هر سخن و اندیشه‌ای را می‌شنود و بعد از ارزیابی و تحلیل و با استفاده از شیوه منطق و استدلال، برترین سخن و بهترین اندیشه را می‌پذیرد. این گروه اعتدال را که ناشی از طبیعت اشیا و فطرت آدمی است، پیشه خود می‌گرداند و از شریعت تساهل و تسامح پیروی می‌کند. این گروه در اخلاق، با مهر و عطوفت پیوندی عمیق دارد و پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی را نشانه‌ای از تنوع، تکثر و زیبایی طبیعت و وسیله‌ای برای شناخت، تعامل و برقرار کردن پیوند و رابطه انسانی می‌داند و نه یک پدیده مقدس و مایه تفاخر یا حقانیت. سیاست ورزی از دید این طایفه، صحنه عقلانیت، تدبیر و مدیریت است و نه میدان رزم و خط‌کشی‌های خودیت و غیریت. سیاست با  این بینش، نه مردم فریبی است و نه ماجراجویی، بلکه یک اندیشه و هنری است برای تأمین زندگی مسالمت آمیز و مناسبات و علایق دوستانه و محترمانه بین انسان‌ها در پرتو معیارهای مشروع، قانون‌مند، نظام‌مند و مبتنی بر توافق و رضایت همگانی.

اما در کشور ما افغانستان به یقین باید گفت در طول دهه‌ها و بلکه قرن‌ها است که بینش و منش نخست، بحران آفریده، کشور را به سقوط و ویرانی کشانده، مردم را به جان هم انداخته و دشمن هم‌دیگر ساخته و از سیاست به عنوان ابزار انحصار، حذف، برتری‌جویی و خودکامگی استفاده کرده است و اکنون رسالت من و تو و همه ما این است که خود را از بند این منش و روش برهانیم و اعتدال و عقلانیت را در پیش گیریم و از تسامح، تساهل، مهر، وفاداری، هم‌پذیری و هم‌گرایی استفاده کنیم؛ تا افغانستان خانه‌ای شود سبز، آباد و آزاد و کانون مهری شود برای همه شهروندان باهم برادر آن با حقوق مدنی و سیاسی برابر.

درانتخابات پیش رو باید همه ما کوشش کنیم به گونه‌ای عمل کنیم که در رفتار خود، بینش دوم را حاکم گردانیم و با رأی خود، حکومتی را به قدرت رسانیم که بر اساس منطق دوم عمل کند و اعتدال و عقلانیت را پیشه خود سازد و نه تندروی، افراطیت، هراس افکنی و یا تشدید عصبیت‌های قبیلوی، نژادی، سمتی، زبانی و مذهبی را. زیرا افغانستان امروز بیش از هر چیز دیگر به عقلانیت سیاسی، خردورزی و دانایی نیاز دارد و تنها در این حالت است که می‌توانیم وحدت ملی خود را هم تأمین کنیم و حاکمیت ملی خود را هم پاس بداریم. اندیشه قبیلوی و افراط‌گرایی همواره با وحدت و همدلی مردم تضاد داشته و زمینه نقض حاکمیت ملی و وابستگی به بیگانه را فراهم کرده است.

One comment on “اعتدال و عقلانیت

  1. محمد احمدی می‌گه:

    بنام خدای همه!
    جناب استاد فرموده شما کاملا درست است، لکن به نظر بنده صرف به چالش کشیدن عقائید افراطی (که البته حقش است) کار را خاتمه نمی دهد. اگر در حقیقت در پی ایجاد یک تحول جدی در سیستم باورهای عقلانی هستیم باید از همه پیشتر روی مولفه های سازنده عقیده که یکی فعالیت نکردن و یا بد فعالیت کردن نهاد های مسئول در شبکه های اطلاعات جمعی است بخصوص گزینیش افراد در میز مصاحبه های شبکه های تلویزیونی کشور، و طرح سئوالات که هیچ نیاز نیست و یا فعلا با درک شرائط فعلی نیاز نیست.
    فعالیت شبکه های اطلاعات جمعی و مدیریت درست آن با توجه به عطش جدی مردم به شنیدن و پیگیری اخبار آن، در شرائط کنونی یک دانشگاه و مدرسه محسوب می شود. تاکید می کنم اگر فردی پشت صحنه فقط به مدیریت اوضاع عمومی از همین طریق اقدام نمایند تاثیرات بس جدی و اثر گزار خواهد داشت.
    تا وقتی فکر بعنوان یک زمینه برای تعدیل تفکر ، نهاد سازی نشود خود تفکر بخودی خود و به صرف تخطئه کردن نتیجه معکوس خواهد داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>