منطق شهید مزاری منطق افغانستان بود

از فاجعۀ دلخراش شهادت استاد مزاری اکنون 20 سال سپری می‌شود. شهید مزاری یک فرد و یک شخص نبود که با مرگ از بین برود. او یک نهضت سیاسی و فکری بود. خط فکری و سیاسی نهضت و مقاومت شهید مزاری با شهادت او خاتمه نیافت بلکه در درازنای زمان، این خط فکری و سیاسی هر روز بیشتر از گذشته تثبیت می‌شود و هر روز زوایا و ابعاد گوناگون آن بیشتر روشن می‌شود. نهضت شهید مزاری معیارها و اصول جدیدی را در گفتمان سیاست در افغانستان وارد ساخت که در شرایط آن زمان افغانستان کاملا یک اندیشه نو و ابتکاری بود.در این مجلس برای تشریح و تفسیر این اصول و معیارها فرصت میسر نیست. اما به طور فشرده به چند محور اصلی باید اشاره کنم:

اول: منطق شهید مزاری منطق افغانستان بود. برخلاف تصور برخی که آگاهانه یا ناآگاهانه تلاش می‌کنند که حرکت سیاسی استاد مزاری را مبتنی بر اندیشه تنگ ناسیونالیزم قومی نشان دهند، شهید مزاری مبارزه سیاسی خود را برای یک گروه یا قوم و قبیله و یا پیروان مذهب و زبان خاص آغاز نکرده بود. این مبارزه و نهضت برای استقلال، آزادی، عزت، سربلندی و شکوفایی میهن عزیز ما افغانستان بنیاد گذاشته شد. اما از نگاه او افغانستان خانه مشترک تمام اقوام و مذاهب کشور است. شهید مزاری بدین باور بود که دشمنی بین ملیت‌ها و اقوام یک فاجعه است و هر کسی که بین اقوام کشور، اختلاف ایجاد می‌کند، یک خائن ملی است و حفظ وحدت ملی یک اصل است. اما این وحدت ملی باید بر پایه عدالت و برابری استوار باشد نه بر ستم، تبعیض، محرومیت و سیاست حذف و نه بر این اساس که هزاره بودن در کشور جرم تلقی شود و مذهب شیعه یک مذهب قاچاقی دانسته شود، بلکه باید همۀ اقوام و پیروان همه مذاهب به طور عادلانه و با حقوق برابر در قدرت مشارکت داشته باشند و از همه امتیازات و خدمات عمومی و حقوق شهروندی به طور برابر بهره‌مند شوند.

دوم: اندیشه شهید مزاری از غنا و عمق علمی حقوقی و سیاسی برخوردار بود. او برای تحقق آرمان‌ها و اهدافش تنها شعار نمی‌داد و تنها از احساسات و موج عواطف کار نمی‌گرفت. بلکه همه این ها را در چوکات علمی و با مبانی حقوقی و قانونی مطرح می‌کرد. به همین جهت ایشان دو بار اقدام به تدوین طرح قانون اساسی برای افغانستان کردند. اول در سال اول تشکیل حزب وحدت اسلامی ایشان به ما هدایت دادند که جمعی از علما و حقوقدانان را موظف کنید که برای تهیه مسوده اولیه قانون اساسی افغانستان اقدام کنند. این مسوده در آن سال‌ها تهیه و حتی چاپ شد. بعدها برای بار دوم در سال 1372 در کابل که طرح اصول اساسی دولت اسلامی از طرف دولت اسلامی در آن زمان تهیه شده بود، مسوده دیگر قانون اساسی زیر نظر استاد شهید تهیه شد و نسخه اصلی آن را به این جانب فرستادند که این طرح را بعد از اصلاح نشر کنیم تا بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گیرد. این مسوده را بعدها بعد از شهادت استاد مزاری در ضمن مجموعه‌ای از قوانین اساسی افغانستان در سال 1374 توسط انتشارات مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان نشر کردیم. محور سوم: منطق شهید مزاری منطق دولت مدرن ملی است نه دولت مبتنی بر اندیشه های سنتی و قبیلوی. در این منطق عنصر کلیدی، اصل حاکمیت ملت و تمثیل آرای مردم و تعیین نظام سیاسی و ارکان قدرت از طریق انتخابات آزاد و عمومی است و همچنین مشارکت عادلانه تمام اقوام کشور در سطوح مختلف مدیریت و رهبری و در تمام تصمیم گیری‌های کلان ملی. شهید مزاری و حزب وحدت در آن دوره و بعد از سقوط حکومت نجیب، بیش از هر چیز بر انتخابات به عنوان تنها راه حل و تنها شیوۀ معقول ایجاد توافق و اجماع ملی تأکید می‌کرد و به همین جهت در آن زمان بهترین طرح انتخاباتی نیز مبتنی بر نظام تناسبی و نقش کلیدی احزاب، از طرف حزب وحدت و طبق نظر استاد مزاری تهیه شد که ما متن کامل آن را در آن سال‌ها در یکی از نشریات خود بنام ماهنامه «میثاق وحدت» به چاپ رساندیم. این طرح حتی از نظام انتخاباتی امروز ما هم به مراتب مترقی‌تر و جامع‌تر بود. استاد مزاری در آن زمان بیش از هر چیز بر رعایت معیار نفوس در انتخابات تأکید میکرد. آنچه که امروز در ماده 83 قانون اساسی ما در مورد رعایت تناسب نفوس در تعداد وکلای هر حوزه انتخاباتی ذکر شده، همان چیزی است که شهید مزاری بر آن اصرار می‌ورزید.

اما سؤال اساسی این است که اکنون اندیشه‌ها و خواسته‌های استاد شهید تا چه حد تحقق یافته است؟ و ما امروز در چه موقف قرار داریم و تا چه حد به اهداف نهضت عدالتخواهی شهید مزاری دست یافته‌ایم؟ بدون شک اگر امروز کدام دستاورد مثبتی در افغانستان و برای جامعه و مردم خود داریم، محصول مبارزات و مقاومت عدالتخواهانه استاد مزاری و شهادت مظلومانه او و سایر شهدای افغانستان است و ما به تعبیر علامه شهید بلخی «این آبرخ را از همت آن لاله کفنان داریم». امروز در فصل جدید و در دوره 13 ساله نظام سیاسی جدید کشور و با تصویب قانون اساسی جدید افغانستان، خواسته‌های نهضت شهید مزاری، در برخی از عرصه‌ها به طور نسبی تحقق یافته است. حداقل یک بستر مناسب حقوقی و سیاسی برای تحقق مطالبات بر حق مردم فراهم شده است. مذهب جعفری جایگاه خود را یافته و همه زبان‌ها و فرهنگ‌ها و هویت‌ها به رسمیت شناخته شده و زمینۀ مشارکت همۀ اقوام در قدرت و مدیریت فراهم شده و آزادی بیان و آزادی‌های عمومی دیگر برای همه تأمین شده است و انتخابات هم به عنوان یک اصل نهادینه می‌شود. اما از سوی دیگر تا رسیدن به همه اهداف شهید مزاری، هنوز فاصله زیادی داریم که باید طی شود. در افغانستان هنوز پایه‌های وحدت ملی، عدالت اجتماعی و برابری اقوام، استحکام لازم پیدا نکرده، هنوز هم آثار تبعیض و محرومیت از یکسو و برتری طلبی ها و انحصار طلبی ها از سوی دیگر در جای جای کشور مشاهده می‌شود و هنوز هم در مورد حقوق زنان و جایگاه آنان چالش‌هایی وجود دارد. هنوز هم در اداره محلی و تعدیل واحدهای اداری اقدام دقیق و همه جانبه صورت نگرفته است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>